عواقب فرق گذاشتن بین فرزندان!




مقایسه کودکان با هم,مقایسه کودک

در بسیاری از موارد خانواده ها بین فرزند کوچک و بزرگ و یا فرزند پسر و دختر  فرق می گذارند

  

در میان فرزندان خود عدالت را مراعات کنید. همان گونه که دوست دارید در نیکی و لطف به شما، به عدالت رفتار کنند. پیامبر اکرم (ص)

رقابت امری است که همیشه بین بچه های یک خانواده وجود دارد. اما ممکن است والدین نیز، با رفتارهای ناخودآگاه خود، به آن دامن بزنند. ما همگی مصرانه بر این باوریم که بین فرزندان خود تفاوتی قائل نیستیم و از صمیم قلب می گوییم: «ما همه بچه هامون رو یک جور دوست داریم.» اما چه طور می توان بچه هایی را که به طور طبیعی با هم تفاوت دارند به یک شکل و یک اندازه دوست داشت؟ چنین چیزی محال است.

تولد هر کودک در مقطع خاصی از تاریخچه زندگی زناشویی رخ می می دهد. به عنوان مثال فرزند اول ثمره عشق والدین و بچه سوم شاید نجات بخش زندگی زوج در حال فروپاشی است. رابطه ای که شخص با فرزندانش ایجاد می کند، در اکثر وارد تحت تاثیر رابطه ای است که با همسر خود دارد.
 
 مثلا در دوره خوش و خرم عشق و عاشقی، مادر از این که می بیند چهره پسرش مو به مو به چهره پدر شباهت دارد به وجود می آید و دلباخته او م شود. کافی است زوج دچار مشکل شود تا این قبیل روابط زیر و رو شود. مادر از این که می بیند پسرش شبیه شوهری است که این همه او را اذیت می کند دل چرکین می شود و به همین دلیل نیز او را پس می زند.

با وقوع طلاق، تبعیض بین بچه ها تشدید می شود گاه شکل اغراق آمیزی به خود می گیرد. به عنوان مثال مرد یا زن دیگر تحمل فرزندی را ندارد که شبیه همسر سابقش است. این گونه است که همسر سابق نیز از همین شباهت فرزند با خود استفاده می کند و او را وا می دارد تا موضع خود را مشخص کند.

در جوامع سنتی تفاوت گذاشتن بین فرزندان بیشتر دیده می شود.در این گونه از جوامع، مرد به عنوان «نان آور خانواده» محسوب شده که به دنبال این تفکر وقتی خانواده ای صاحب فرزند پسر می شود برایشان بسیار خوشایندتر است از اینکه دارای فرزند دختر شوند.

در جامعه دارای فرهنگ مردسالارانه، مرد از آزادی عمل بیشتری در برقراری ارتباطات، انتخاب همسر، فعالیت های خارج از خانه و غیره برخوردار است. این عوامل بر روند رشد شخصیتی دختران و پسران تاثیر بسزایی می گذارد. برای مثال در این فرهنگ پسر حق دارد تا پاسی از شب بیرون از منزل و در میان گروه دوستان حضور داشته باشد و همچنین به سرگرمی های مورد علاقه خود بپردازد اما دختر باید بسیاری از مسائل را رعایت کند. این اعطای آزادی عمل بیشتر به پسران در خانواده به مرور دختران را به نگرش نارضایتی از جنسیت خود وا می دارد و ایجاد عقده های روانی خاص خود را مهیا می سازد.

مقایسه کودکان با هم,مقایسه کودک

فرق گذاشتن بین کودکان، ضربه های روحی زیادی به آنها  وارد می کند

 
اشکال تبعیض طبقه بندی علمی خای ندارد. در بسیاری از موارد خانواده ها بین فرزند کوچک و بزرگ، فرزند پسر و دختر، فرزندی که تحصیلات بهترین دارد و فرزندی که در این امر ضعیف تر است، فرق می گذارند. تبعیض، رفتاری ناخودآگاهانه است که همیشه آثار مخربی دارد و باعث می شود کسی که مورد سرزنش قرار می گیرد دچار بی اعتمادی و کمبود محبت شده و در زندگی به خوبی پیشرفت نکند. این رفتار می تواند ریشه در کودکی خود والدین داشته باشد. از دیگر دلایل آن وجود تعصبات و باورهای غلط در جامعه است که متاسفانه براساس آن برخی خانواده ها به فرزند پسر بیشتر از فرزند دختر اهمیت می دهند.

شکل ظاهری افراد نیز یکی از عوامل بروز این رفتار است. ادعای برخی والدین در این خصوص که هیچ تفاوتی بین بچه ها نیست و همه مثل هم بوده، اغلب تظاهر است و متاسفانه تبعیض بین خانواده ها بسیار دیده می شود.

مخصوصا توجه ناعادلانه به فردی که از لحاظ ظاهری زیباتر و سالم تر است، حس حسادت و کینه را در دل کودکی که این ویژگی ها در او کمتر است، بر می انگیزد و باعث می شود در آینده، فردی اجتماعی نباشند.
 
این رفتار، ضربه های روحی زیادی به کودکان وارد می کند. فردی که پایین نگاه داشته می شود، دچار حس حقارت شده و احساس بی ارزشی می کند. او اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس شکست می کند.

برعکس، افرادی که خیلی به آنها توجه شده، دچار اعتماد به نفس کاذب می شوند و همین عامل باعث می شود رفتارهایی را مرتکب شوند که از دید اطرافیان خوشایند نبوده و در نهایت در اجتماعی از احترام زیادی برخوردار نباشند. 

مقایسه کودکان با هم,مقایسه کودک

تبعیض بین فرزندان موجب کاهش اعتماد به نفس، منزوی شدن و کینه ورزی در آنها می شود

 
حتی ممکن است به دلیل طرفداری بی جای والدین، آنها نتوانند در جامعه به خود متکی بوده و در آینده در برخی شرایط نتوانند از خود دفاع کنند.

ناهنجاری های اخلاقی در پی تبعیض های غیرمنطقی والدین
گاهی والدین به دلایل منطقی یا غیرمنطقی بین فرزندان شان تبعیض قائل می شوند. اعمال تبعیض بین فرزندان موجب کاهش اعتماد به نفس، منزوی شدن و کینه ورزی در آنها می شود. بسیاری از هنجاری های دوران کودکی، نوجوانی و به خصوص جوانی، ریشه در تبعیض والدین نسبت به فرزندان شان دارد. به این صورت که هرچه تبعیض ها شدیدتر شود، ضربات و صدمات روحی منتقل شده به فرزند مهلک تر و جبران ناپذیرتر می شود و به جهت ظهور کینه و حسد در یک فرزند نسبت به فرزند دیگر، زمینه برای بروز خصوصیات نامطلوب اخلاقی و رفتاری او و حتی تنفر از خواهر یا برادر او را فرهم می کند. چه بسا ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی که طی آن، نه تنها خود فرد بلکه خانواده و اجتماع هم آسیب می بیند.

مقایسه فرزندان با هم، ممنوع
یکی از اشکال شایع تبعیض بین فرزندان و والدین ناشی از مقایسه کودکان و نوجوانان چه در جمع خانواده و چه با اعضای همسن و سال فامیل است که منجر به بروز سرخوردگی می شود.

یعنی شکل ظاهری و هوش و استعداد کودکان گاه با هم مقایسه می شود و معمولا تعدادی از فرزندان متهم به کم هوشی و بی استعدادی می شوند و این زمینه ساز مشکلات جدی است که آینده فرزند را ممکن است تخریب کند.

تبعیض علیه کودکان،مقایسه کودکان,مقایسه کودکان با هم

فرق گذاشتن بین فرزندان باعث می شود که یکی نسبت به دیگری و والدینش تنفر و کینه پیدا کند

  
پیامدهای تبعیض بین فرزندان
کینه توزی و انتقام: توجه والدین به یکی از فرزندان باعث می شود که یکی نسبت به دیگری و والدینش تنفر و کینه پیدا کرده و درصدد انتقام جویی برآید. لذا تبدیل به شخصی خشمگین و عصبانی می شود که درپی بهانه است. فرد خشمناک بر اثر رفتارهای ناپسند و ناهنجار، از جامعه طرد شده و به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل می شود.

ترس و اضطراب: ترس و اضطراب های مرضی معمولا ریشه در دوران کودکی افراد دارد. اتفاق و حادثه ای در آن دوران و نفوذ به ضمیر ناخودآگاه کودک منشا چنینترس ها و اضطراب هایی است. از این رو کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.

عدم اعتماد به نفس: اعتماد به نفس مهم ترین حالت عاطفی برای رشد کامل شخصیت است اگر فرزندی در دوران کودکی موفق به کسب آن شود، اعتماد به نفس جای خود را به حس حقارت و سرخوردگی می دهد.


تبعیض بین فرزنداناز طرف والدین حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس را در فرزند به وجود می آورد و به کلی ناامید و مایوس می شود.

ایجاد فاصله: تبعیض در بین فرزندان از طرف والدین باعث می شود که فرزند احساس کند، پدر و مادرش او را دوست ندارند. از این لحاظ سعی می کند زیاد همراه والدین خود نباشد تا کم تر دیده شود و مورد سرزنش قرار نگیرد و هر روز فاصله او با والدینش بیشتر می شود. بنابراین فرزند برای یافتن پناهگاه برای محبت و دوستی جایی غیر از خانواده و والدین را جستجو می کند والدین باید آگاه باشند که ایجاد فاصله آنان و فرزندان شان با وجود این که زیر یک چت و در یک خانه هستند، چه اثرات منفی برای فرزندان آنان دارد.

پس نباید اجازه هیچ گونه فاصله ای را بدهند و دوستان خوبی برای فرزندان شان باشند.

کمبود محبت: کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.
 
محبت همچون آب که در رشد و نمو جانداران حیاتی است، در پرورش آدمی ضروری است. کودک ما برای رشد عاطفی و هیجانی خویش باید سیراب محبت شود.

اما متاسفانه تبعض والدین این حق حیاتی را از او سلب می کند و او را تشنه محبت، تحویل اجتماع می دهد. چه بسا در آینده برای جبران این کمبود دست به سوی هر آب گل آلودی دراز کند و با محبت های کاذب خیابانی جبران مافات نماید.

باید و نباید‌‌های رنگ اتاق خواب بر مبنای پژوهش‌‌ها


با آگاهی از اینکه کدام رنگ چه تاثیری روی خواب می‌‌گذارد، می‌‌توان رنگ اتاق خواب را به شکلی درآورد تا به خوابی خوش نزدیک‌تر شد و از اضطراب و کشمکش‌‌های روزانه تا حد زیادی خلاصی پیدا کرد.

 

شب ها نمی توانید خوب بخوابید؟ البته می توانید گناه این بی‌خواب شدن را به گردن اخبار بد، مشکلات خانوادگی و یا گرفتاری‌‌های روزمره تان بیندازید و یا فکر و خیال درباره آینده و حتی سر و صدای بیرون از خانه یا جروبحثی را که با همسایه‌تان داشته‌اید، دلیل اصلی این مشکل بدانید.

 

اما پژوهش‌‌ها نشان داده است رنگ اتاق خواب و نور چراغ خواب نیز تاثیر بسیار زیادی روی کیفیت خواب دارد. هر رنگ احساس خاص خودش را دارد که می‌‌تواند واکنش های روانشناختی متفاوتی را ایجاد کند.

 

آبی، سبز و زرد

بر اساس پژوهش های انجام شده رنگ آبی، میزان ضربان قلب و فشار خون را پایین می آورد. ترکیب سبز و زرد نیز بر کیفیت خواب اثر خوبی دارد.

 

بنابراین وقتی از این رنگ‌‌ها در اتاق خواب استفاده کنید، احتمال اینکه بتوانید حداقل هفت ساعت و نیم بخوابید، بسیار افزایش می‌‌یابد.

 

نکاتی برای انتخاب رنگ اتاق خواب,روانشناسی رنگ اتاق خواب

رنگ آبی، میزان ضربان قلب و فشار خون را پایین می آورد

 

در استرالیا، محققان به بررسی اتاق خواب‌‌های 2000خانه و تاثیر رنگ آنها روی کیفیت خواب ساکنانش پرداخته و دریافتند افرادی که رنگ اتاق و تزئینات خانه‌شان زرد، آبی و یا سبز است، خواب شبانه بهتری دارند.

 

بنابه گفته این محققان، در شبکیه چشم ما سلول‌ های دریافت کننده‌ای وجود دارند که به رنگ آبی بیش از دیگر رنگ‌‌ها حساسیت نشان می‌‌دهند.

 

این سلول‌‌ها، اطلاعات دریافتی به مغز و بخشی که ریتم 24 ساعته بدن مان را کنترل می‌‌کند، مخابره کرده و روی عملکرد و احساس ما می‌‌گذارند.

 

ارغوانی و بنفش

در اتاق خواب از رنگ ارغوانی و بنفش، زیاد استفاده نکنید زیرا تحریک کننده هستند و ممکن است مقدار خواب را به کمتر از 6 ساعت در شب برسانند.

 

در واقع براساس پژوهش‌‌های انجام شده، افرادی که در اتاق خواب‌‌های به رنگ ارغوانی و بنفش می‌‌خوابند، به طور متوسط خواب شبانه‌ای معادل 5 ساعت و 56 دقیقه دارند.

 

رنگ اتاق خواب,بهترین رنگ اتاق خواب

در اتاق خواب از رنگ ارغوانی و بنفش، زیاد استفاده نکنید زیرا تحریک کننده هستند

 

چون این رنگ‌‌ها تحریک کننده ذهن هستند و خلاقیت فرد را بیدار می‌‌کنند و ذهن به طور ناخودآگاه فعال باقی می‌‌ماند.

 

درضمن این رنگ‌‌ها موجب می‌‌شود فرد رویاهای واضح بیشتری داشته باشد و حتی کابوس ببیند، در نتیجه صبح با خستگی زیادی از خواب بیدار شود.

 

خاکستری و قهوه‌ای

از آنجایی که این دو رنگ به شدت ملال آور و افسرده کننده‌اند، مناسب اتاق خواب نمی‌باشند. در حقیقت در اتاق خواب قهوه‌ای رنگ می‌‌توان انتظار کمی بیش از 6 ساعت خواب شبانه راحت داشت.

 

این مقدار در اتاق خواب با رنگ خاکستری فقط چند دقیقه بیشتر خواهد شد. افرادی که اتاق خواب‌شان خاکستری رنگ است، تمایل بیشتری به بیدار ماندن و انجام فعالیت‌‌هایی مانند گشت و گذار در اینترنت دارند.

 

رنگ مناسب اتاق خواب, روانشناسی رنگ ها

در اتاق خواب از رنگ ارغوانی و بنفش، زیاد استفاده نکنید زیرا تحریک کننده هستند

 

همچنین یک پنجم افرادی که تزئینات اتاق‌شان نقره‌ای است بیش از دیگران تمایل به ورزش پیدا می‌‌کنند.

سندروم متابولیک چیست؟ (علائم و درمان )




نشانه های سندروم متابولیک , پیشگیری از سندروم متابولیک

دلیل اصلی سندروم متابولیک افزایش رو به رشد چاقی است

 

از میان هر سه بزرگسال، یک نفر به «سندروم متابولیک» مبتلاست. این عرضه که هر روز بر تعداد مبتلایان آن افزوده می شود، خطرناک و کشنده است. خوشبختانه با انتخاب های درستی که در سبک زندگی برگزیده می شود قابل پیشگیری است. ابتدا شما را با این اختلال بیشتر آشنا کرده و سپس برخی از موارد مهم در خصوص آن را بر خواهیم شمرد.

 

«سندروم متابولیک» کشنده است

بر اساس اطلاعات بدست آمده از انجمن ملی سلامت آمریکا، مبتلایان به این سندروم به سه ریسک فاکتور این بیماری از میان ۵ نوع رایج آن مبتلا هستند. این ۵ عامل عبارت از کمر پهن، تری گلیسیرید بالا (نوعی چربی در داخل خون)، سطح پایین کلسترول «اچ دی اِل» (نوع مفید کلسترول)، فشار خون بالا و قند خون بالا در هنگام صبح و به صورت ناشتا هستند.

 

جمیع این نشانه ها خطر ابتلا به بیماری های قلبی و دیابت را افزایش داده و مرگ زودرس را به همراه دارند. هر کدام از عوامل نام برده شده به تنهایی می توانند خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی را افزایش دهند. به همین دلیل هم به همراه داشتن چندین عامل در کنار یکدیگر می تواند این احتمال را بیش از بیش افزایش دهد.

 

این عارضه در حال افزایش است

بر اساس یافته های محققان دانشگاه آتلانتیک فلوریدا شیوع عارضه «سندروم متابولیک» رو به رشد است و در مقایسه با عارضه فشار خون مرتبط با دهه ۸۰ میلادی از آن به «قاتل خاموش» یاد می شود.

 

همان طور که گفته شد از هر سه بزرگسال یک نفر یعنی چیزی حدود ۴۰ درصد از بزرگسالان و افراد مسن تر به این سندروم مبتلا هستند. دکتر بلیر اذعان می دارد که تعداد افراد مبتلا به این عارضه اکنون و در مقایسه با بیمارانی که بین ۱۰ تا ۱۵ سال پیش به مطب او مراجعه می کردند به مراتب افزایش یافته است.

 

نشانه های اولیه آن افزایش وزن است

علت شیوع بیش از اندازه این بیماری چیست؟ دکتر «کارولین آپوویان»، رئیس بخش تغذیه و مدیریت وزن مرکز پزشکی بوستون و سخنگوی انجمن مبارزه با چاقی، دلیل اصلی این سندروم را افزایش رو به رشد چاقی می داند. وی رژیم غذایی نامناسب و عدم تحرک در میان مردم آمریکا را از بزرگ ترین دلایل این روند رو به رشد به شمار می آورد. دکتر «آپوویان» به افزایش ابتلا به دیابت نوع دوم در مقایسه با گذشته نیز اشاره می کند.

 

نشانه های سندروم متابولیک , پیشگیری از سندروم متابولیک

 سندروم متابولیک با کنترل وزن، قابل پیشگیری است

 

قابل کنترل است

اگرچه درمان دارویی قطعی برای این سندروم وجود ندارد اما خوشبختانه راهکارهای فراوانی برای جلوگیری از ابتلا به آن پیشنهاد می شود و نخستین قدم در رسیدن به آن انتخاب سبک زندگی سلامت تر است. دکتر بلیر بر این باورست که در میان بیمارانی که تحرک بیشتری در زندگی خود به وجود آوردند نتایج بهتری مشاهده شد.

 

دکتر بلیر می گوید داشتن ۳۰ دقیقه پیاده روی روزانه و ۵ روز در هفته می تواند بسیار مفید باشد. برای داشتن رژیم غذایی سلامت تر نیز، میزان مصرف شکر را کاهش دهید، از مصرف غذاهای یخ زده و کنسروی نیز پرهیز کنید. دکتر بلیر اذعان می دارد که بسیاری از افراد با بهبود وضعیت تغذیه و تحرک توانسته اند تغییرات فراوانی را در سلامت و طول عمر خود به وجود آورند.

 

در شما ایجاد انگیزه می کند

دکتر بلیر می گوید زمانی که دریافتید به ««بیماری سندروم متابولیک» مبتلا هستید می تواند انگیزه بسیار خوبی برای برگزیدن سبک زندگی سلامت تری باشد چرا که بسیاری از بیماران مایل به بدتر شدن وضعیت سلامت شان نیستند. زمانی که از ریسک فاکتورهای این بیماری آگاهی پیدا کنید برای خود برنامه ریزی های طولانی مدتی خواهید داشت تا بتوانید در دراز مدت نتایج بهتری به بدست آورید.

 

قابل پیشگیری است

خبر بسیار خوب در ارتباط با «سندروم متابولیک»، این است که این عارضه با کنترل وزن، قابل پیشگیری است. دکتر آپوویان در این ارتباط می گوید با حفظ رژیم غذایی سلامت و ۳۰ دقیقه پیاده روی در روز در کنار هشت ساعت خواب کامل که به کاهش استرس می انجامد خواهید توانست، از این بیماری جلوگیری به عمل آورید. ورزش هایی چون یوگا و مدیتیشن می توانند بسیار مفید باشند.

 

هرگز و هیچ وقت سیگار نکشید

آیا می دانید که چه عاملی همچون ریختن بنزین بر روی خاکسترهای این بیماری است؟ درست است، آن عامل نمی تواند چیزی به غیر از کشیدن سیگار باشد. دکتر بلیر می گوید: “خصوصا اگر ریسک فاکتورهای ابتلا به «سندروم متابولیک» را دارا هستید بهتر است حتما سیگار را کنار بگذارید چرا که با کشیدن سیگار و در مدت طولانی، مخاطرات این سندروم را افزایش خواهید داد.”

 

وی می افزاید: “زمانی که در خیابان راه می روم و خصوصا جوانانی را می بینم که مشغول کشیدن سیگار هستند با خودم می گویم که اگر آنها می دانستند که چیزی در انتظارشان است هرگز این کار را انجام نمی دادند.”

ارتباط کمبود خواب و سرطان پستان


مضرات کمبود خواب,عوارض کمبود خواب

خواب کافی می‌تواند بر افزایش سلامت و ایمنی هر فرد تاثیر بگذار

 

نتایج تحقیقات نشان‌دهنده این مطلب است که زنانی که در طول شبانه‌روز کمتر می‌خوابند یا مدام خروپف می‌کنند، در مقایسه با افرادی که خواب مناسب و کافی دارند، در برابر بیماری سرطان به احتمال کمتری بهبود پیدا می‌کنند و احتمال عود سرطان پستان در آنها بیشتر است. این نتیجه تحقیقی است که در مجله کلینیک خواب آمریکا منتشر شده است.
 
سرطان پستان، شایع‌ترین سرطان میان خانم‌های آمریکایی است که بعد از سرطان پوست بیشترین آمار سرطان در آمریکا را به خود اختصاص می‌دهد. از هر 8 زن 1 نفر در آمریکا به این سرطان مبتلا می‌شود. هر چند میزان مرگ‌ومیر ناشی از سرطان پستان از سال 1989 کاهش پیدا کرده اما سرطان پستان همچنان، دومین عامل مرگ و میر در میان جامعه زنان آمریکا محسوب می‌شود.
 
طبق نتایج انجمن سرطان آمریکا حدود 246هزار و660 نوع از انواع جدید سرطان پستان در آمریکا تنها در این سال کشف شده که بیشتر از 40 هزار زن از زنان مبتلا، در اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند.

خانم اماندا پیپز، استادیار اپیدمیولوژی دانشگاه واشنگتن گفته که مطالعات پیشین، ارتباطی را بین کاهش میزان خواب افراد یا کم‌خوابی با افزایش خطر سرطان پستان نشان می‌دهد. البته ارتباط دقیق بین خواب و غلبه بر سرطان هنوز به خوبی مشخص نشده و این فرایند هنوز در دست بررسی است.

ریسک بیشتر مرگ و میر ناشی از سرطان پستان در زنان با خروپف و کمبود خواب
در این پژوهش محققان شروع به تحقیق کردند که احتمال بهبود زنان مبتلا به سرطان پستان که خواب کافی داشتند را بررسی کنند.

تیم تحقیقاتی مطالعاتی، 21 هزار و 230 زن مبتلا به سرطان را مورد تحقیق قرار دادند. تمام زنان، مبتلا به سرطان پستان اولیه بودند که تومور به جاهای دیگر نشر پیدا نکرده و دست‌اندازی اتفاق نیفتاده بود. دست‌اندازی حالتی است که سرطان به بقیه اعضا و قسمت‌های بدن گسترش پیدا کرده و پخش می‌شود. در شروع این تحقیق، اطلاعات مربوط به خواب تمام این خانم‌ها از قبیل کمبود خواب، طول مدت خواب و خروپف کردن و... گرفته شد. تیم تحقیقاتی نتایج این تحقیقات را با عود سرطان و غلبه بر این بیماری در این خانم‌ها مورد بررسی قرار داد. در واقع آنها در پی بررسی این نتیجه بودند که آیا نجات از این بیماری ارتباطی با عوامل خواب دارد یا نه؟

در زنان مبتلا به سرطان پستان که در طول شب بیش از 5 بار خر و پف داشتند و کمتر از 6 ساعت در شب می‌خوابیدند، در مقایسه با زنانی که مبتلا به سرطان پستان بودند و به ندرت خروپف می‌کردند یا خوابی حدود 7 تا 8 ساعت در شبانه‌روز داشتند، احتمال عود سرطان پستان بیشتر و نجات از این بیماری کمتر بود.
 
این رویداد حتی بعد از بررسی عوامل دیگری که ممکن بود بر این بیماری تاثیرگذار باشد از قبیل وضعیت مجرد بودن یا میزان درآمد و همچنین سیگار کشیدن و میزان فعالیت‌های فیزیکی، ثابت ماند. نتایج پژوهش بیانگر این بود که کمبود خواب منجر به تقویت و رشد تومور و کاهش نجات جان این بیماران و تاثیر منفی روی مسیرهای التهابی بدن می‌شود.

عدم خر و پف می‌تواند عامل مهمی در نجات از سرطان محسوب شود
خانم پیپز خاطرنشان می‌کند که او و تیم تحقیقاتش از وجود ارتباط بین خروپف و کم‌خوابی با نجات از سرطان پستان شگفت‌زده شده‌اند.

با توجه به دانش و اطلاعات قبلی ما ارتباطی بین کمبود خواب، بدخوابی و خروپف با سرطان پستان در زنان وجود نداشت، ولی نتایج تحقیقات سال 2016 نشان‌دهنده این است که خروپف نکردن می‌تواند عامل مهمی در نجات از بیماری سرطان پستان محسوب شود.
 
نکته قابل‌توجه این است که برخلاف بسیاری از عواملی که منجر به سرطان پستان در زنان می‌شود، خواب کافی جزو عواملی است که کنترل آن به دست خود فرد است. به‌طور کلی، خروپف و بدخوابی تاثیر منفی روی همه مسیرهای التهابی در بدن می‌گذارد. طبق نتایج و پژوهش‌های آکادمی آمریکایی خواب، نوجوانان به خوابی حدود 7 تا 8 ساعت در شبانه‌روز نیازمندند تا از عوارضی که کمبود خواب می‌تواند بر افزایش خطر سلامت آنها بگذارد در امان باشند.

دکتر ناتانیل واتسن، رئیس آکادمی خواب آمریکا می‌گوید: «به‌طور کلی خواب کافی می‌تواند بر افزایش سلامت و ایمنی هر فرد تاثیر بگذارد و تمامی افراد باید به اهمیت یک خواب خوب حدود 7 تا 8 ساعت در شبانه‌روز واقف باشند.»  

مضرات کمبود خواب,عوارض کمبود خواب

مطالعات، ارتباطی را بین کاهش میزان خواب افراد با افزایش خطر سرطان پستان نشان می‌دهد

 
کدام عوامل با سرطان پستان در ارتباط‌اند؟
  سالانه حدود 240 هزار زن فقط در ایالات متحده آمریکا به سرطان پستان مبتلا می‌شوند. از آنجا که خطر ابتلا به سرطان پستان در طول عمر، در همه زنان برابر نیست، دانشمندان در پی اینکه کدام زنان در خطر بیشتری قرار دارند، مطالعات بسیاری انجام داده‌اند. براساس این مطالعات برخی عوامل به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای خطر ابتلا به سرطان پستان را بالا و پایین می‌آورند. در این مقاله شما را با این عوامل آشنا می‌کنیم.

برخی از عامل‌های خطر غیرقابل‌تغییر و برخی دیگر قابل‌تغییرند. همان‌طور که می‌دانید داشتن عامل خطر به معنی ابتلای حتمی به سرطان پستان نیست. یعنی هر فردی که عامل‌های خطر مربوط به سرطان پستان را دارد، الزاما به این بیماری مبتلا نمی‌شود و برعکس، بسیاری از افرادی که به سرطان پستان مبتلا می‌شوند، ممکن است هیچ عامل خطری نداشته باشند.

عامل خطرهای اصلی از این قرارند:
سن: خطر ابتلا به این نوع سرطان با بالا رفتن سن، به‌خصوص بعد از 45 تا 50 سالگی بالاتر می‌رود.

نژاد: سرطان پستان در خانم‌های سفیدپوست شایع‌تر از خانم‌های سیاهپوست است.

وزن: چاقی احتمال ابتلا به سرطان پستان را به‌خصوص پس از یائسگی افزایش می‌دهد.

قد: بلندی قد نیز با سرطان پستان مرتبط است. به این صورت که خانم‌هایی که بالای 175 سانتی‌متر قد دارند، نسبت به آنهایی که زیر 160 سانتی‌متر هستند، بیشتر به سرطان پستان مبتلا می‌شوند.

تراکم بافت پستان در ماموگرافی: خانم‌هایی که ماموگرام آنها نقاط پرتراکم بیشتری را نشان می‌دهد، دارای خطر بالاتری برای ابتلا به سرطان پستان هستند.

تراکم استخوان: استخوان‌ها دارای گیرنده‌هایی برای هورمون استروژن هستند و مطالعات نشان داده‌اند خانم‌هایی که در سنجش تراکم استخوان (BMD)، تراکم بالاتری را نشان می‌دهند، خطر بالاتری برای ابتلا به سرطان پستان دارند.

عوامل هورمونی: بالا بودن هورمون تستوسترون و بالا بودن سطح انسولین و هورمون رشد نیز می‌توانند عوامل خطر برای ابتلا به سرطان پستان باشند.

هورمون درمانی جایگزین، بعد از یائسگی: اگر خانمی که بین 50 تا 79 سال سن دارد، به مدت طولانی (مثلا 5 سال و بالاتر) از هورمون‌تراپی جایگزین استفاده کند، خطر ابتلای خود به سرطان پستان را بالا می‌برد. علاوه بر این، این خانم خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، سکته و ایجاد لخته در پاهایش را نیز با این کار بالا می‌برد.

سن خانم در زمان اولین عادت ماهانه و زمان یائسگی: هم کسانی که در سنین بسیار پایین برای اولین بار عادت ماهانه شده‌اند و هم افرادی که در سنین بسیار بالا یائسه شده‌اند با خطر بالاتری برای ابتلا به سرطان پستان مواجه هستند.

بارداری و شیردهی: خانم‌هایی که هرگز باردار نشده‌اند، بیشتر از خانم‌هایی که باردار شده و کودکی به دنیا آورده‌اند به سرطان پستان مبتلا می‌شوند. همین‌طور ثابت شده که شیردادن به کودک، عامل محافظت‌کننده‌ای در برابر سرطان پستان است.

چگونه میتوان از حواس پرتی در حین مطالعه جلوگیری کرد؟




درمان بیماری حواس پرتی

یکی از کارهای بسیار مفید برای افزایش تمرکز، نوشتن هنگام خواندن است‎

 

برای مطالعه مناسب باید قبل از آن استراحت مناسب داشته باشید و نکات زیر را برای افزایش راندمان رعایت کنید.

  

- ابتدا کمی از زمانتان را به یادداشت افکار مزاحم و تفکر در مورد آنها اختصاص دهید. علت اینکه خیلی از این افکار هنگام مطالعه به ذهن خطور می کند این است که فرصت تفکر بر روی آنها نداشته اید و این افکار در ذهن بصورت غیر طبقه بندی و نامنظم باقیمانده اند. یکبار برای همیشه به آنها فکر کنید و آنها را کنار بگذارید.

 

- برنامه مطالعه منظم داشته باشید و پیوسته برنامه درس خواندنتان را تغییر ندهید.

- یکی از کارهای بسیار مفید برای افزایش تمرکز، نوشتن هنگام خواندن است، یعنی وقتی دارید موضوعی را می‌خوانید، کلمات مهم و بخش‌هایی که احساس می‌کنید باید به خاطر بسپارید را بنویسید. این نوشته لازم نیست، تمیز و مرتب باشد و یا مثل یک خلاصه‌نویسی باشد؛ صرفاً نوشتن به خاطر درگیر کردن بخشی از نیمکره‌ی راست مغز، میزان تمرکزتان را افزایش می‌دهد.

 

- همان‌طور که می‌دانید، هر بخش از مغز انسان، مخصوص انجام فعالیتی خاص است، مثلاً بخشی مربوط به شنوایی، بخشی مربوط به بینایی‌، بخشی مربوط به لامسه و... از نظر مساحت، بخشی از مغز که مربوط به شنوایی است، از بقیه‌ی بخش‌ها بیش‌تر است. از این رو، برای افزایش تمرکز، به این صورت عمل کنید. چشم‌های‌تان را ببندید و فقط بشنوید؛ سعی کنید، 3 صدای متفاوت را در اطراف‌تان تشخیص دهید. گاهی باید چند دقیقه صبر کنید. هیچ ایرادی ندارد، صبور باشید و با این کار، الکتریسیته‌ی ساکن موجود در اعصاب شنوایی، تخلیه می‌شوند و وقتی چشم‌های‌تان را باز می‌کنید و مطالعه را ادامه می‌دهید، متوجه خواهید شد که میزان تمرکزتان چندین برابر شده است. اگر میزان حواس‌پرتی‌تان زیاد است، هیچ اشکالی ندارد که هنگام مطالعه، چندین بار این کار را انجام دهید یعنی به محض احساس حواس‌پرتی، این تمرین را انجام دهید. (از این تمرین در ورزش یوگا، بسیار استفاده می‌شود).

 

- اگر هنگام خواندن درس خاصی تمرکز ندارید سعی کنید آن درس را هر روز و در بازه های زمانی کوتاه 30 الی 45 دقیقه ای مطالعه نمائید.

 

- در هنگام مطالعه یا در زمانهای استراحت میان دو تایم مطالعه تلویزیون تماشا نکنید.

- یک مداد، یک سیب و یا هر شی دیگر را انتخاب کنید و به آن خیره شوید، سعی کنید فکر خود را روی آن متمرکز کنید، فکر شما مانند یک حیوان گریز پا فرار می کند و پس از چند ثانیه متوجه می شوید که ذهنتان متمرکز نیست. دوباره سعی کنید که فکرتان را بر روی آن جسم متمرکز کنید. این تمرین را هر روز به مدت 2 الی 5 دقیقه انجام دهید. مطمئن باشید پس از مدتی پرش ذهن شما کمتر خواهد شد.

  

- حواست را جمع کن: شیوه ای ساده ولی بسیار موثر است. وقتی حواستان پرت و ذهنتان سرگردان است مرتب به خودتان هشدار دهید که «حواست را جمع کن». ممکن است در ابتدا این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید ولی مطمئن باشید که در روزهای آینده قدرت تمرکزتان بیشتر خواهد شد.

  

- در رختخواب مطالعه نکنید. بعبارت دیگر در محلی غیر از مکان استراحتتان مطالعه نمائید.

- غذای سنگین و پرحجم میل نکنید.

- در محیطی با نور کافی و هوای تازه مطالعه نمائید.

- پس از هر 45 دقیقه مطالعه از جای خود بلند شده و کمی استراحت کنید.

- مطالعه روزانه را از مباحثی که کمتر به آنها علاقه دارید آغاز کنید.