شخصیت شناسی از روی عکس پروفایل




تست های شخصیت شناسی

عکس پروفایل افراد می تواند راز و شخصیت درونی شان را فاش کند‎

 

اولین چیزی که پس از پیدا کردن دوستان و آشناهایتان در شبکه های اجتماعی به آن دقت می کنید، چیست؟ بله! عکس پروفایل آنها. حتما شما هم می دانید که عکس پروفایل افراد می تواند راز و شخصیت درونی شان را فاش کند. طبق تحقیقی که در دانشگاه پنسیوالیا روی 60000 نفر انجام شد، نتایجی به دست آمد که در اینجا خلاصه ای از آن را برایتان آورده ایم.


1.عکس صورت

 

انواع شخصیت شناسی

عکس صورت

 

اگر عکس پروفایل شما تنها بخشی از صورت تان است، پس شما فردی با وجدان و وظیفه شناس هستید. شما عاشق سیاست، نظم، قانون و رفتارهای برنامه ریزی شده اید و دوست دارید چهره واقعی خود را، همان گونه طبیعی و ساده به نمایش بگذارید. از آن که دیگران شما را فردی پخته و با تجربه ببینند نیز لذت می برید.


2.عکس دسته جمعی

 

تست های شخصیت شناسی

عکس دسته جمعی‎

 

عکس دسته جمعی نشان دهنده شخصیت برونگرای شماست. شاید عکس دسته جمعی که شما از خودتان به اشتراک می گذارید آنقدر خوب و با کیفیت نباشد اما همین که افراد محبوب تان را نشان می دهد، کافی است. شاید هم می خواهید با این کار با یک تیر دو نشان بزنید؛ هم تصویری آراسته از خود که برای ‌مهمانی حاضر شده‌اید را به نمایش بگذارید و هم با حضور دیگران در تصویر می‌گویید که به بودن در جمع علاقه دارند و اهل معاشرت هستید. تفریح، میهمانی و خوشگذرانی در اولویت زندگی شما قرار دارد و جمع با دوستان تان را به تنهایی ترجیح می دهید.

3.عکس رنگی

 

انواع شخصیت شناسی

عکس رنگی‎

 

عکس های رنگی طرافداران زیادی دارند. شما نیز مانند عکس تان شخصیتی دلنشین و مطبوع دارید. چهره شما در عکس هایی که به اشتراک می گذارید معمولا خندان و شاداب است اما آنچه در عکس برایتان اهمیت دارد، نه تنها چهره خندان بلکه انرژی مثبتی است که به مخاطبان خود منتقل می کنید. این را هم اضافه کنیم که روحیه سازگاری و همکاری با دیگران در شما موج می زند به همین دلیل تمام تلاش تان را می کنید تا در هارمونی و تعادل با اجتماع باشید.

4.عکس سیاه و سفید

 

تست های شخصیت شناسی

عکس سیاه و سفید‎

 

یک عکس سیاه و سفید هم می‌تواند انتخاب دیگری برای عکس پروفایل تان باشد. از آنجا که شما رنگ های سیاه و سفید را ترجیح می دهید، اینطور به نظر می رسد که تمایل زیادی به رنگ های شاد ندارید. انتخاب رنگ های خنثی نشان دهنده این است که شما خیلی خودتان را با مسائل عاطفی درگیر نمی کنید، به بیانی خیلی احساساتی نیستید. از طرف دیگر این رنگ می تواند نشان دهنده ناراحتی یا حتی احساسات منفی در شما باشد.

5.عکس هنری

 

انواع شخصیت شناسی

عکس هنری

 

شما فرد روشن فکری هستید که از تضاد و تناقض لذت می برید، اصلا کمال را در همین تضادها می بینید.  شما ترجیح می دهید که چهره خود را به غیر از زمان هایی که می خواهید پیامی را منتقل کنید، در عکس نشان ندهید. به همین دلیل اکثر عکس هایتان از زاویه پشت سر یا تنها از پاها و دست هایتان گرفته می شود. این نشان دهنده هوش، ذکاوت، روشن فکری و اشتیاق شما به تجربه چیزهای جدید است.

شخصیت شناسی عطرها




عطرهای تند

افرادی که به عطرهای تند علاقه دارند، اعتماد به نفس بالایی دارند

 

سرنخ حکایت های عطر و خوش بویی را که بگیرید، یک طرفش می رسد به شناسایی شخصیت افراد از روی عطر مورد علاقه شان. مثلا اینکه اگر فردی آرام باشد چه بویی را بیشتر می پسندد یا اگر شخصیتی هیجانی و پرهیاهو باشد چه عطری؟ اگر به فروشگاه های معتبر عطرفروشی سر زده باشید و بخواهید برای دوستانتان عطر بخرید اما انتخاب قطعی نداشته باشید.


یکی از راه هایی که فروشندگان برای کمک به شما از آن استفاده می کنند، همین است. طرح این سوال که فرد مورد نظر چه شخصیتی دارد تا با تحلیل آن به بوی مورد علاقه اش برسید. اینجا همان جایی است که دنیای عطرها را بزرگ تر از آن چیزی که هست نشانمان می دهد؛ اینکه در پس هر عطری، چه شخصیتی نهفته است؟

عطرهای تند
افرادی که به عطرهای تند علاقه دارند، اعتماد به نفس بالایی دارند، مورد اعتماد بسیاری از مردم و مدیرهای قوی و موثر در رابطه با دیگران هستند. این افراد تصمیم گیرنده های خوبی هستند، دارای هوش بالایی هستند و درست و غلط را به خوبی تشخیص می دهند. آنها تلاش می کنند همه چیز را مطابق میل خود کنند. آنها در عشق صبورند. عطرهای تند، روحیه آنها را شاداب و زنده می کند و به همین خاطر همیشه دنبال این نوع عطرها هستند.

عطرهای ملایم
افرادی که عطرهای ملایم را انتخاب می کنند خودخواه نیستند. آنها اسرارآمیزند و به سرعت و آسانی می توانید نظرشان را جلب کنید. روزشان با توجه به خلق و خویشان می تواند خوب یا بد باشد. این افراد به سادگی مسائل پیش آمده را فراموش می کنند. زود عصبانی می شوند و گاهی اوقات به کوچک ترین چیزها هم اعتراض دارند. آنها بیشتر دنبال شخصی هستند که قابل اعتماد باشد. این افراد بین دوستان محبوب اند و اعتماد همه را جلب می کنند.

عطرهای خنک
طرفداران عطرهای خنک دارای غروری مثبت هستند؛ به طوری که همیشه می توانند میزبان باشکوهی برای دوستان باشند. به سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران را کنترل کنند. آنها انرژی خود را بیهوده تلف نمی کنند و از همین رو، یک سازمان دهنده خوب و قوی محسوب می شوند که به راحتی می توانند وظایف و اعمال خود را سر و سامان دهند. این افراد معمولا طوری رفتار می کنند که انگار مساله مهمی در ذهن خود دارند و در تلاش اند آن را حل کنند. گاهی اوقات هم احساس مبهمی به آنها دست می دهد که انگار از چیزی نگران اند.

 

شخصیت شناسی عطرها

افراد علاقه مند به عطرهای گرم بسیار خونگرم اند

 

 

عطرهای تلخ
این افراد انگیزه ای قوی برای انجام هر کاری دارند، اما تغییر در زندگی را نمی پسندند. زمانی که تصمیم گرفتند، روی تصمیمشان تا مدت ها پافشاری می کنند. فعال و ورزشکارند. برای دیگران مشکل است که به آنها نزدیک شوند. زمانی که متوجه می شوند نمی توانند به چیزی که می خواهند دست پیدا کنند، به سادگی تسلیم نشده و آن را رها نمی کنند. هنگامی که کارها مطابق میل آنها انجام نمی شود، ممکن است اخم کنند، ولی عصبانی نمی شوند. خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی این افراد است و به دلیل همین خصوصیات است که کارهای خود را معمولا راحت انجام داده و تا آخر پای آن می ایستند.

عطرهای گرم
این افراد آماده رقابت هستند. در مقابل اعمالشان مسئولیت پذیرند و می دانند چگونه با مردم رفتار کنند. همواره اهدافی برای دستیابی دارند و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش می کنند. دوستانشان برای آنها بسیار مهم بوده و معمولا قدر آنچه را دارند، به خوبی می دانند. گاهی اوقات واکنش آنها در برابر مسائل مختلف بسیار شدید است که آن هم به شخصیت گرم آنها بر می گردد که نشان می دهد بیش از اندازه احساساتی هستند. افراد علاقه مند به عطرهای گرم بسیار خونگرم اند و همراه خوبی برای فامیل و دوستان هستند. خشونت را نمی پسندند و می دانند چه چیزی و چه کاری را چه موقع باید انجام داد. حسادت در این افراد جایی ندارد. خصوصیت دیگر این افراد این است که مسافرت را بسیار دوست دارند؛ به ویژه اگر با دوستان باشد.

عطرهای شیرین
این افراد خیال پرداز و شوخ طبع اند. آنها دنبال پیدا کردن چیزهای جدید هستند و به راحتی از محیط اطراف خود درس می گیرند.

دوستان این آدم ها خوشبخت اند، چون خیلی راحت می توان با آنها صحبت کرد و وقتی دوستان واقعی خود را پیدا کنند تا آخر عمر به آنها اعتماد می کنند. آنها نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی اند، اما زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوند، برایشان مشکل است آنها را ببخشند. آرزو و اهدافشان در زندگی زیاد و جالب است. گاهی عجیب به نظر می رسند، اما همه این حالت های آنها را دوست دارند.

اعتیاد عاطفی!



وابستگی عاطفی

عاشق واقعی، معشوق را همان‌طور که هست می‌پذیرد

 

زن و شوهر دو زوج مکمل‌اند. اینان سنت نبی اکرم را به جای آورده‌اند و با ازدواج می‌روند که حیات دمنده‌ای را رقم بزنند که نه تنها سعادت و شکوهمندی بزرگی برای خود فراهم سازند...

 بلکه فرزندانی برومند و شاداب به جامعه تحویل دهند و این دو رسالت مهم ممکن نمی‌شود، مگر در سایه فهم و درک یکدیگر. تنور رابطه‌ها گرم نمی‌شوند، ‌مگر در سایه اندیشه و تفکر. قلب‌ها به یکدیگر نزدیک نمی‌شود، مگر در سایه ایثار، زندگی‌ها به تفاهم و یکرنگی نمی‌رسد، ‌مگر در سایه شناخت خود و همسر.

 

آلفرد آدلر می‌گوید: ”انسان رابطه گراست و نیاز به حشر و نشر دارد. با حرف زدن و با گوش دادن نیازهای روحی و روانی‌اش برطرف می‌شود، زیرا اجتماعی به دنیا آمده و زندگی در اجتماع به او امنیت می‌دهد.“ اریک فروم می‌گوید: ”انسان از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید تا آن دمی که از جهان می‌رود، هر کاری که می‌کند در جهت رفع احساس تنهایی‌اش است. عشق می‌ورزد تا عشق دریافت کند. می‌بخشد تا مهر و محبت عایدش شود. میهمانی می‌دهد تا مدح و ثنا، دست و پا کند. در جمع حضور پیدا می‌کند، زیرا از تنهایی وحشت دارد. به دنبال همدلی است، زیرا به مونسی قابل اطمینانی نیاز دارد. در فکر پیدا کردن همدمی است،‌ زیرا نیاز به جفت دارد. در فکر تسخیر قلب‌هاست، زیرا فتح کردن را دوست دارد. با سلیقه، عقیده و باورهایش عاشق می‌شود، بدون این‌که بداند ناخودآگاه به چه راهی کشیده شده است.

 

نیاز به جفت، منحصر به بشر نیست. پرندگان، حشرات و پروانه‌ها همه و همه جفتی دارند. عاشق می‌شوند و با خواندن،‌ ندای عاشقانه سر می‌دهند و تولیدمثل می‌کنند تا بقای طبیعت تداوم یابد، ولی انسان که اشرف مخلوقات است، شرایط ویژه‌ای دارد.

 

آیا ممکن است فاکتوری منفعت‌طلبی و احساس مالکیت را در دوستی‌ها به فراموشی بسپاریم و اگر چنین اتفاقی افتاد آیا ما حق داریم که بگوییم عشق بی‌آلایش یعنی دوست داشتن در حد متعالی؟ و اگر به این درجه از رشد و شکوفایی عقلی و احساسی رسیدیم، حق داریم که بگوییم به دو افتخار زیر نایل گشته‌ایم:

 

الف: بر عزت نفسمان افزوده شده و در نتیجه احترام به خودمان زیادتر شده است.

ب: به وحدت وجود می‌رسیم، یعنی با دوست داشتن هویت شخصی خود را از دست نمی‌دهیم.

 

وابستگی زیاد به همسر

اعتیاد عاطفی چیزی شبیه اعتیاد به موادمخدر یا اعتقاد به مشروبات الکلی است

 

چنین عاشقی اجازه رشد،‌ بالندگی و شکوفایی را به طرف مقابلش می‌دهد، یعنی به عنوان پشتیبانی استوار تلاش می‌کند که معشوق به توانمندی درونی برسد، زیرا می‌داند کسی که از درون توانمند شد، قادر است به دیگران توانمندی ببخشد.

 

پس عاشقی که میل دارد معشوق به روش او تصمیم بگیرد، کماکان درگیر ”من“ خودش است و احساس مالکیت سراسر وجودش را فرا گرفته است. عاشقی که دایما تلاش می‌کند که معشوق را تغییر دهد، از احترام به خود محروم و هنوز نمی‌داند که عاشق واقعی، معشوق را همان‌طور که هست می‌پذیرد. براندن می‌گوید: ”عشق و عاطفه به هیچ وجه نمی‌تواند جایگزین هویت انسانی شود.“ یعنی شما ضمن این‌که شخصی را دوست دارید، هویت خود را از دست نمی‌دهید. ولی دیگر فلاسفه اعتقاد دارند اگر شما عاشقی شیدا و دلداده‌ای بی‌چون و چرا باشید حرمت به خود را از دست می‌دهید. یعنی به جای عشق به طرف مقابلتان، به او اعتیاد پیدا می‌کنید،‌ زیرا دیگر هویتی برای شما باقی نمانده که در پناه آن استقلال خود را حفظ کنید. در این صورت اگر خللی به رابطه شما وارد شود، دچار افت روحی و روانی شده و تا مرز از خود بی‌خود شدن پیش می‌روید. خودکشی‌ها، اسیدپاشی‌ها و متنفرشدن‌ها از معشوق، همه و همه ناشی از، از دست دادن هویت است. اگر عاشقی ارزش و احترام لازم را برای خود قایل باشد، به یقین جدایی‌ها را فاجعه نمی‌پندارد و دست به اعمال جنون‌آمیز نمی‌زند. پس اگر بخواهید عاشقی معرفی شوید که عشق اصیل و سالم را می‌شناسد، باید ضمن احترام به خود، به عقیده، سلیقه و ‌آلاآعلاقه‌های معشوق خود احترام بگذارید و این مهم میسر نمی‌شود، مگر طرفین از یک رشد درونی و غنای معنوی برخوردار باشند.

 

از نظر روان‌شناسان اعتیاد عاطفی چیزی شبیه اعتیاد به موادمخدر یا اعتقاد به مشروبات الکلی است که شخص فقط به حکم نیاز به طرف او جذب می‌شود. پس فقر معنوی در عاشق باعث می‌شود که به شدت به معشوق وابسته شده و در خیلی از موارد آویزان او شود و اگر به دلایلی رابطه‌اش قطع یا تضعیف شود معتاد عاطفی دچار چالش‌های شدیدی می‌شود و همانند معتادی که او را از مصرف موادمخدر منع کرده‌اند، در تب و تاب می‌افتد. عاشق واقعی نه کسی را استعمار می‌کند و نه مستعمره کسی می‌شود. کسی که استقلال رای و نظر دارد،‌ نه ملک مطلق کسی می‌شود و نه احساس مالکیت بر دیگری دارد. اغلب کسانی که مایلند مستعمره نفرت‌انگیز دیگران بشوند باید در تفکر خود تجدیدنظر کرده و تلاش نمایند تا دوباره هویت انسانی خود را بازیابند. برای این‌که نتیجه‌گیری مختصری از این بحث بسیار پیچیده بگیریم، مشخصات عشق اصیل را برمی‌شماریم:

 

عشاق واقعی ضمن احترام به خود، به ارزش و اعتبار معشوق بها می‌دهند. هر کدام در فکر رشد و بالندگی دیگری هستند. فرق عشق را با دوست داشتن می‌دانند و حساب این دو را از هم جدا کرده‌اند. در عین این‌که یک دل و یک دلبرند، قادرند دیگران را دوست بدارند و برای امنیت یکدیگر تلاش کنند و بالاخره قدرشناس یکدیگر باشند. به این ترتیب نهال عشق که در ابتدا نورس بود، تدریجا همه وجود عاشق و معشوق را در بر می‌گیرد و به درخت تنومندی با ریشه‌های مقاوم تبدیل می‌شود.

 

چگونه از شر فکر کردن به او خلاص شوم؟




افکار مثبت

برای آرامش ذهن، شما باید الگوهای بد ذهنی تان را بشکنید

 

آیا برای شما هم پیش آمده که مدام به یک نفر فکر کنید؟ مدام حرف ها و کارهای  او را مرور کنید و از آزارهایی که به شما رسانده، دلگیر شوید؟ زمانی که شریک زندگی، فرزندان یا دیگر افرادی که دوست شان داریم آزارمان می دهند، تا ساعت ها یا حتی روزها ذهن مان درگیر است. هنگام رانندگی، ظرف شستن یا حتی پیاده روی، تمام حرف ها و تصویرها در ذهن مان تداعی می شوند. 5 ساعت، 5 روز یا حتی 5 هفته هم می گذرد اما آنها نمی گذرند.به راستی چگونه می توانیم کسی را از سرمان بیرون کنیم؟ چگونه می توانیم طور دیگری برخورد کنیم وقتی تمام تصاویر چون فیلمی در مقابل چشمان مان رژه می روند؟

البته ممکن است این موضوع تنها در مورد افراد نباشد. بلکه گاهی اتفاقی ناخوشایند هم می تواند تا مدت ها ذهن مان را درگیر خود کند. این افکار سمی هستند و نه تنها به روح بلکه به جسم ما نیز آسیب می رسانند. تحقیقات نشان می دهند که هورمون های منتشر شده از درگیری های ذهنی مدام، موجب بروز بیماری هایی چون سرطان، بیماری قلبی، افسردگی و خود ایمنی می شوند.

اگر بخواهیم فراموش کنیم اما نتوانیم چه؟
گاهی ما تمام تلاشمان را برای یک زندگی سالم می کنیم، غذاهای ارگانیک می خوریم، از مواد غذایی ناسالم می پرهیزیم، از مواد شیمیایی به ندرت استفاده می کنیم، سبزیجات می خوریم و... اما برای ذهن مان چه می کنیم؟ چگونه سموم را از افکارمان دور کنیم؟

در اینجا چند روش کوچک اما تاثیرگذار برایتان آورده ایم که با عمل به آنها می توانید در مقابل افکار منفی خود مقاومت و افراد و اتفاقات آزار دهنده را از سرتان بیرون کنید.

1.کمتر حرف بزنید، بیشتر منتظر بمانید
هنگام مشکلات سعی کنید به جای حرف زدن های مدام، به خودتان زمان دهید. با صبر خواهید دید که چگونه مشکلات از کنارتان به سادگی می گذرند. به زمان اعتماد کنید، او کارش را خوب بلد است.

2.صبر کنید و منتظر اتفاقات پیش رو باشید
ما همیشه دوست داریم که نسبت به آدمها و شرایط آزار دهنده، سریع عکس العمل نشان دهیم. به همین دلیل است که پس از مدت کوتاهی پشیمانی به سراغمان می آید. یک روان شناس بودایی می گوید: «وقایع آزار دهنده را تنها نگاه کن.»

3.خوتان را سرزنش نکنید
خودتان را برای اتفاقاتی که افتاده، سرزنش نکنید. سعی کنید از محیط هایی که شما را یاد گذشته تلخ تان می اندازد نیز دوری کنید. حرف هایی که شما شنیده اید یا بدی هایی که دیده اید، نتیجه یک سری اتفاقات بوده که حتی ممکن است سوتفاهمی بیش باشند. پس هیچ کس را برای نتیجه ای که به دست آمده سرزنش نکنید. روان شناسی می گوید: «اول آن اتفاق افتاد، بعد اتفاقی دیگر و پس از آن... به همین دلیل اتفاق نهایی نتیجه اتفاق های دیگر است.»

4.به فکر حل بزرگ ترین مشکل تان باشید
مهم نیست که چه اتفاقی برایتان افتاده است، بزرگ ترین مشکل، عصبانیت شماست؛ عصبانیتی که منجر به اتفاقات بد دیگر می شود. پس قبل از حل هر مشکل دیگری، به فکر عصبانیت خودتان باشید. ورزش کنید، مدیتیشن کنید، به پیاده روی بروید و هر کاری که شما را آرام می کند انجام دهید. این شمایید که نسبت به دیگران اولویت دارید.

 

دور کردن افکار منفی از ذهن

اگر بتوانید بر خود و افکارتان کنترل داشته باشید در واقع فرصت رشد را به خودتان داده اید

 

5.در عصبانیت، تصمیم نگیرید
زمانی که شما عصبی و ناراحت هستید، نمی توانید به خوبی فکر کنید. به بیان دیگر، عصبانیت، ذهن را چروک می کند. پس اگر می خواهید که افکارتان روشن، واضح و خلاقانه باشد، آرام باشید.

6.به فکر درک کردن دیگران نباشید
از خودتان بپرسید که آیا دیگران به طرز فکر شما اهمیت می دهند؟ اگر کمی خوب فکر کنید می بینید که نظر شما هیچ اهمیتی برای آنها ندارد، پس وقت و انرژی خود را صرف درک کردن دیگران نکنید. اصلا شاید آنچه شما فکر می کنید، اشتباهی محض باشد.

7.افکارتان حقیقت ندارند
به فکرهایی که در سرتان است، اعتماد نکنید. زمانی که ما احساساتی چون تنش، ترس و عصبانیت را تجربه می کنیم، شرایط روحی و فیزیکی ما نیز دچار دگرگونی می شود و افکار و ذهنیات مان نیز اگرچه واقعیت دارند اما حقیقت خیر.

8.از طریق مشکلات، رشد کنید
وقتی که ما توسط افکار منفی خود حبس شده ایم، فکر کردن به اتفاقات ناخوشایند، رفتارهای آزاردهنده دیگران و قضاوت در مورد آنچه اتفاق افتاده، تنها عصبانیت ما را شدت می بخشد. در واقع مجموع آنچه رخ داده به همراه عکس العمل ماست که موجب آزردگی می شود. اگر بتوانید بر خود و افکارتان کنترل داشته باشید و دلیل احساساتی که تجربه می کنید یا بیابید، در واقع فرصت رشد را به خودتان داده اید. یک اتفاق می تواند علاوه بر نتایج منفی، نتایج مثبتی چون کسب کردن تجربه و رشد بیشتر نیز داشته باشد. پس از مشکلات برای روشن شدن چراغ سبز زندگی تان، نه قرمز، استفاده کنید.

9.ما جادوگر زمان نیستیم
پس از وقوع اتفاقات تلخ، ما مدام به دنبال راهی برای تغییر آنچه اتفاق افتاده می گردیم اما آیا قادریم گذشته را تغییر دهیم؟ خیر! ما جادوگر زمان نیستیم، پس خودتان را به خاطر آنچه گذشت، سرزنش نکنید و به جای آن تنها به حال و آینده  پیش رویتان بیاندیشید تا تجربه های قبل بار دیگر تکرار نشوند.

10.ببخشید، تنها برای خودتان
گاهی باید بخشید، نه برای دیگران بلکه تنها برای خودتان. این شمایید که بیش از هر شخص دیگری نیازمند گذشت و بخشش هستید. با بخشش، ذهن تان از آنچه برایتان آزاردهنده بوده خالی و فضا برای وقوع اتفاقات خوش باز می شود.

11.تصویرسازی کنید
هنگام عصبانیت، تصویرسازی کنید. اگر می خواهید افکار منفی از ذهن تان بیرون روند، به جای یادآوری بدی ها و تجزیه و تحلیل شان، یک آسمان آبی تصویر کنید. فکر کنید که در حال پرواز در آن آسمان یا شنا در بی کران آبی دریا هستید. بگذارید تخیلات تان شما را به هر کجا که می خواهند، ببرند. با این کار آرامش بیشتری را به دست خواهید آورد.

12. 90ثانیه به خودتان زمان دهید
برای آرامش ذهن، شما باید الگوهای بد ذهنی تان را بشکنید. برای این کار حدود 90 ثانیه زمان لازم است. در طول این زمان 15 مرتبه نفس عمیق بکشید و سعی کنید به فرد یا موضوعی که شما را آزار داده، نیاندیشید. مدیتیشن می تواند انرژی ها مثبت را به شما باز گرداند.

لطفا عادی زندگی نکنید!



راه های زندگی بهتر

باید نحوه درست زندگی کردن را بیاموزید‎

 

زندگی عادی امروزی، یعنی محرومیت از خواب کافی، بدغذایی و تغذیه ناسالم، اضطراب بیش از حد و بی‌تحرکی. بهتر است نگاهی اجمالی به این نوع زندگی عادی و عواقب آن بیندازیم.

 

این روزها نوعی زندگی عادی و نرمال محسوب شده است که با عادی بودن فرسنگ ها فاصله دارد.

  

خواب 

بنابر گفته محققان، در دنیای مدرن و پرمشغله امروز، افراد بسیاری دچار کم خوابی هستند. در حقیقت شبانه روز را با کمبود خواب بدون اینکه فرصت جبران آن را بیابند می گذرانند.

 

در نتیجه پس از مدتی گرفتار مشکلات نامطلوب و بی انتهای روحی و جسمی مانند ناراحتی های قلبی، استرس های شدید و عملکرد شناختی کمتر می شوند.

  

غذا 

در دنیای مدرن امروز، اکثر مردم به دلایل متفاوت مانند کم وقتی و پرمشغله بودن یا صرفا خوشمزه بودن خوراکی های ناسالمی چون فست فودها از غذای مطلوب و کافی پر فیبر و ویتامین دار بهره نمی برند.

 

آنها بیشتر از خوراکی های خوش طعم و پرچرب _ از دسرهای خامه ای گرفته تا خوراکی های سرخ کرده – استقبال می کنند.

 

همچنین برخی دیگر بعضی از وعده غذایی روز را از دست می دهند. این افراد در طولانی مدت دچار بیماری های مختلف شده و از کیفیت زندگی شان کاسته می شود.

 

وضع روحی 

اضطراب مردم به شدت بالا رفته است. هر کس برای رسیدن به هدفش بسیار عجله دارد، گویی نگران است که از دیگری عقب بماند.

 

این نوع رفتار موجب شده که استرس و فشار آن روی زندگی به شدت حس شود و فرد مضطرب شود و اضطراب فراوان، عواقب بدی چون چاقی، بی خوابی، و حتی از دست دادن سلول های مغزی درپی دارد.

 

ورزش

 مردم از تحرک کافی برخوردار نبوده و ورزش را جزء اصلی برنامه های کاری و زندگی خود نمی دانند و این مورد مهم را به دست فراموشی سپرده اند.

 

این افراد پس از مدتی به ویژه از زمان میانسالی به بعد دچار مشکلات بسیاری می شوند. مشکلات جسمی و روانی از جمله، کم شدن قدرت شناختی و افسردگی کمترین عوارض بی تحرکی است. همچنین فرآیند پیری در آنها زودتر رخ می دهد.

 

موارد فوق تنها چند مورد از بیشمار رفتارهای غلطی است که عادی شده اند و بنابراین باید گفت: "لطفا عادی زندگی نکنید!" و در ضمن اگر بخواهید می توانید درست زندگی کنید.

 

به طور مثال در دهه 80 در اماکن عمومی مانند رستوران ها، مردم بدون توجه سیگار می کشیدند این وضعیت در دهه 90 به گونه ای تغییر کرد که سیگاری ها به احترام غیرسیگاری ها بیرون از رستوران سیگار می کشیدند.

 

اما امروزه در اماکن عمومی سیگار کشیدن ممنوع است. همینطور که مردم در این زمینه آموزش دیدند و نتیجه بخش هم بوده است باید نحوه درست زندگی کردن را نیز بیاموزند و به مرور دست از عادت های غلطی که عادی و طبیعی به نظر می آیند برداشته و زندگی مطلوبی درپیش بگیرند.