سوال- حکم فردی که تهمت میزنه چیه؟

به نام خدا. سلام
در نوع تهمت زدن سه حالت وجود دارد که هر کدوم رو برات توضیح میدم خودت مقایسه کن که مورد شما با کدوم مطابقه:
1-اگر مثلا به شما گفته باشه که"فلان چیز رو تو دزدیدی" و در مورد ادعاش صادق باشه یعنی واقعا فکر میکرده شما فلان چیزو دزدیدی این مورد هیچ گونه عنوان کیفری نداره.(هر چند بعدا در دادگاه هم ثابت شه که واقعا شما فلان چیز رو ندزدیدی)
2-اگر قصدش از این جمله که"فلان چیزو دزدیدی" صرفا قصد تهمت زدن به شما باشه این میشه افترا که مطابق ماده 697 قانون مجازات اسلامی وی محکوم خواهد شد(البته اگر نتواند این را اثبات کند). در ضمن اگه عنوانی که به شما نسبت داده عمل زنا یا لواط باشه طبق ماده 140 حد شرعی خواهد خورد.
3-اگر به شما مثلا بگوید دزد یا کلاهبردار یا جانی و... و از نوع بیانتش معلوم باشه که قصد توهین(فحش و ناسزا) به شما داره{همانطور که برخی مواقع در جامعه دیده میشه که برخی برای فحش دادن به هم از این عبارات استفاده میکنند} در اینجا دیگه بحث افترا در میان نیست بلکه توهین هست که طبق ماده 608 قانون مذکور قابل مجازات است.

پژوهشگر و جامعه شناس افسانه کرمی در پی تحقیقات خود حول محور موضوع تهمت و افتراءمیگوید:

مدتی است به آسیب شناسی اجتماعی حول محور این موضوع پرداختم ونتایج این تحقیق را با شما به اشتراک میگذارم .

تهمت، قبیح ترین گناه اجتماعی؛ زوال زندگی به چه قیمت؟!

رواج تهمت در جامعه موجب از میان رفتن اعتماد متقابل افراد نسبت به یکدیگر می شود، پاشیده شدن زندگی و از میان رفتن دوستی ها مولود رواج این گناه کبیره در جامعه است. پیامبر خدا صلى الله علیه وآله می فرمایند: «هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزى بگوید که از آن مبراست، خداوند در روز رستاخیز وى را بر تلّى از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره او برگردد».

عصر شیعه ـ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در جمعی از پیشرفت شخص غایبی حرفی به میان بیاید و افراد جمع دلایل پیشرفت آن شخص غایب را دزدی، دغل کاری و هزاران صفت زشت دیگر بدانند، در صورتی که این افراد بدون هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات اینکه آیا واقعا آن فرد با دزدی به جایگاه و مقام فعلی رسیده اند، به بیان مطلب می پردازند؟! فقط حرف می زنند تا چیزی گفته باشند؛ از این عمل در اسلام با عنوان تهمت یاد می شود. وجود اینچنین گناهانی در جامعه که روز به روز بر شدت آن افزوده می شود ما را بر آن داشت تا در این نوشته اثرات تهمت، این گناه خانمان سوز را بررسی کرده و بدانیم که کسانی که به راحتی به دیگران تهمت می زنند و همچون کسانی که در قرآن از ایشان به عنوان «حمالهَ الحطب»، یا همان هیزم کشان آتش یاد می‌کنند، چه عقوبتی در دنیا و آخرت در انتظارشان است، آنچه پیشروی شماست اثرات این گناه کبیره است.

خداوند در قرآن تهمت را از زشت ترین گناهان می داند

از دید اسلام تهمت یکی از گناهان کبیره است. باید توجه داشت که تهمت زدن به بى گناه از زشت‌ترین کارهائى است که اسلام آن را به شدت محکوم کرده است، آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى که در باره این موضوع وارد شده نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد. خداوند در سوره نساء آیه 211 می فرماید: «مَن یَکْسِب خَطِیئَةً أَوْ إِثماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً، کسى که خطا یا گناهى مرتکب شود، سپس بیگناهى را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکارى بر دوش گرفته است».

ای غافلین از لعنت الهی بترسید
یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ محسوب شده، تهمت زدن است؛ خصوصاَ تهمت زدن به زنان درسوره نور، آیه 23 آمده است: «ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظیم، آنان که به زنان عفیف غافل تهمت می‌زنند (زن غافل یعنی بی خبر از همه جا که در خانه خود نشسته است)، در دنیا و آخرت مشمول لعنت الهی هستند و برای اینها عذاب بزرگی است». همچنین خداوند در سوره احزاب آیه 58 می فرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ ما اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً، و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند، مى آزارند بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند».

تهمت، ایمان را در قلب ها ذوب می کند
امام صادق (ع) از حکیمى چنین نقل مى کند: «البهتان على البرىء اثقل من جبال راسیات، تهمت زدن به بى گناه از کوه‌هاى عظیم نیز سنگین تر است! تهمت زدن به افراد بى‌گناه با روح ایمان سازگار نیست، چنانکه از امام صادق (ع) نقل شده: «اذا اتهم المؤمن اخاه انماث الایمان فى قلبه کما ینماث الملح فى الماء، کسى که برادر مسلمانش را متهم کند، ایمان در قلب او ذوب مى‌شود، همانند ذوب شدن نمک در آب». در حقیقت بهتان و تهمت، بدترین انواع دروغ و کذب است، زیرا هم مفاسد عظیم کذب را دارد و هم زیان‌هاى غیبت و هم بدترین نوع ظلم و ستم است.

باید توجه داشت که در این رابطه پیامبر اسلام (ص) فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامة على تل من نار حتى یخرج مما قاله، کسى که به مرد یا زن با ایمان تهمت بزند و یا درباره او چیزى بگوید که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر تلى از آتش قرار مى دهد تا از مسئولیت آنچه گفته است در آید. در اصل رواج این کار ناجوانمردانه در یک محیط، سبب به هم ریختن نظام و عدالت اجتماعى و آلوده شدن حق به باطل و گرفتار شدن بى گناه و تبرئه گنهکار و از میان رفتن اعتماد عمومى مى شود.

مردمان تهمت زن و آبروبر بدترین افراد هستند
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم یک وقت در حضور اصحاب فرمودند: «الا اخبرکم بشر الناس، آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آن هایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست. یک وقت فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان، فحاش، تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کردند، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.»

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله می فرمایند: «مَن بَهَتَ مؤمناً أو مؤمنةً أو قالَ فیهِ ما لیسَ فیهِ أقامَهُ اللَّهُ تعالى یومَ القیامةِ على تَلٍّ مِن نارٍ حتّى یَخرُجَ مِمّا قالَهُ فیهِ، هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزى بگوید که از آن مبراست. خداوند در روز رستاخیز وى را بر تلّى از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره او برگردد». امام على علیه السلام می فرمایند:«لا قِحَةَ کالبَهْتِ، هیچ بى شرمى و وقاحتى چون بهتان زدن نیست» و نیز می فرمایند: «البُهتانُ على البَری ءِ أعظَمُ مِن السَّماءِ، بهتان زدن به آدم بیگناه بزرگ‌تر از آسمان است.»، امام سجاد علیه السلام می فرمایند: «مَن رمى النّاسَ بِما فیهِم رَمَوهُ بِما لیسَ فیهِ، هر کس به مردم عیبى را نسبت دهد که دارند، مردم به او عیبى را که ندارد نسبت دهند.»

نهى از رفتن به جاهاى تهمت برانگیز

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله می فرمایند:« أولى النّاسِ بالتُّهْمةِ مَن جالَسَ أهلَ التُّهْمةِ، سزاوارترینِ مردم به تهمت کسى است که با متهمان و افراد مظنون همنشینى کند.»، امام على علیه السلام می فرمایند: «إیّاکَ ومَواطِنَ التُّهْمةِ والمجلسَ المَظْنونَ بهِ السّوءُ ، فإنَّ قَرینَ السُّوءِ یَغُرُّ جَلِیسَهُ، از رفت و آمد به جاهاى تهمت برانگیز و مجالسى که گمان بد به آنها برده مى شود بپرهیز؛ زیرا دوست بد، همنشین خود را مى فریبد» و نیز می فرمایند: «مَن وَقَفَ نَفسَهُ مَوقِفَ التُّهْمةِ فلا یلُومَنَّ مَن أساءَ بهِ الظّنَّ، کسى که خود را در معرض تهمت قرار دهد، نباید کسى را که به او گمان بد برد، سرزنش کند. همچنین در حدیثی دیگر بیان می کنند که: «مَن دَخلَ مَداخِلَ السُّوءِ اتُّهِمَ، هر که به جاهاى بد رفت و آمد کند مورد بدگمانى و تهمت واقع شود».

با توجه به آیات و احادیثی که در مذمت «تهمت»، از سوی بزرگان دین مطرح شد و با وجود افزایش این گناه پر آسیب در جامعه «حجت الاسلام ابوالقاسم حسنی»، مشاور، مبلغ دینی و روانشناس، معتقد است: افرادی که به هر دلیل تهمت می زنند به همان دلیل هم غیبت می کنند!، اما این اقدام زشت به دلیل همراه بودن حسادت، خودکم بینی، غرور یا تکبر شکل می گیرد و این شخص همیشه فکر می کند که باید از دیگران بهتر باشد.
به گفته جامعه شناس خانم کرمی : فرق تهمت و غیبت این است که غیبت بنابر حرف یا واقعیتی درست انجام می شود، اما تهمت در اصل دروغ است.

ضعف ایمان، وسوسه شیطان و عقده‌های درونی گناه می آورد
وی درباره اثرات رواج تهمت در جامعه گفت: این پدیده در جامعه موجب بی اعتمادی افراد به یکدیگر می‌شود و به تبع زندگی‌ها را از هم می‌پاشد، هیچ اعتمادی بین افراد وجود ندارد و موجب از بین رفتن بنیادهای خانواده و تمام مسائل اجتماعی می شود.
مشاور علوم دینی، دلیل گرایش افراد به این اخلاق ناپسند اجتماعی را این چنین بررسی کرد که حسادت از ابتدای خلقت بوده و همچنان ادامه دارد، برای مثال از آغاز خلقت به علت حسادت حضرت هابیل، قابیل را شهید کرد. این رذیلت های اخلاقی فقط در ایران خلاصه نمی شود، بلکه در تمام جهان این پدیده زشت اخلاقی وجود دارد که علت آن هم تنها ضعف ایمان، وسوسه شیطان و عقده‌های درونی است که انسان‌ها را تحریک می‌کند.

فرق غیبت و تهمت
این مبلغ دینی، درباره حکم شرعی تهمت در قوانین اسلامی گفت: تهمت شامل دو گناه دروغ و هم غیبت می شود. در غیبت حکم شرعی این است که وقتی غیبت از کسی می‌کنید یک کار حرامی انجام شده و حق الناس برگردن شخص است، اما در تهمت انسان یک گناه بزرگ‌تری را انجام می دهد، آن هم به شخص یک ویژگی را نسبت می‌دهد که در وی وجود ندارد . اما در غیبت ویژگی در فرد وجود دارد و دیگر احکام غیبت هم شامل تهمت می‌شود.

معرفی اصل دین بهترین امر به معروف
وی در پاسخ به این سوال که با چه رفتاری می توان بروز این اخلاق زشت اجتماعی را در جامعه کم کرد، گفت: متأسفانه مردم آگاهی ندارند و نمی دانند که اگر این کارها را انجام دهند، هم در این دنیا اثرات منفی گناه شامل حالشان خواهد شد و هم در آخرت با توجه به عقوبت این گناه به جهنم می روند و اگر اشخاص از تعالیم دینی آگاهی داشته باشند ممکن است مانع از هم پاشیدگی خیلی از زندگی‌ها شوند.
این روانشناس خاطر نشان کرد: وقتی گناه در جامعه‌ای فرهنگ سازی شود موجب تربیت و تشویق افراد دیگر می‌شود که به تبع اثرات آن گناه شامل شخص هم می شود، که تنها با آگاهی و اطلاع رسانی به مردم می توان گناه ها را در جامعه کاهش داد. بهترین امر به معروف این است که مردم را از اصل دین آگاه کرد.

حبس یا جریمه نقدی تاوان تهمت زننده

«باقرشاملو»، استاد دانشگاه در زمینه جزا و جرم شناسی، گفت:  توهین کردن قوانین متعددی از قبیل توهین به افراد، مقدسات و ... دارد. اما در افترا اگر فردی، کسی را مورد افترا قرار دهد مرتکب جرم شده و بنابر قانون شخص خاطی تحت تعقیب قرار می‌گیرد.
وی افزود: فرد تهمت زننده باید جرم فرد مجرم را ثابت کند، در غیر این صورت خود فرد بنابر قانون و رأی قاضی مورد حبس یا جریمه نقدی قرار می گیرند.

اخلاق مداری را جدی بگیرید
به گفته «مهدی غضنفرآبادی»، عضو کمیسیون حقوق قضایی بنابر قانون مجازات اسلامی اگر انسان به کسی افترا زده و آن را مطرح کند مجازات می شود، باید توجه داشت که هر عمل خیر و شری در دنیا و آخرت جزا دارد.
وی با تأکید بر اینکه این عمل زشت اخلاقی، رفاقت ها را در جامعه از بین می برد، گفت: باید توجه کرد که قبح این مسائل ریخته نشود، اگر انسان ها درماه مبارک رمضان از این غفلت‌ها خارج شوند، به تبع می توان جلوی این اخلاقیات ناپسند را گرفت.

هر عمل عکس العملی دارد
بنابراصل قانون سوم «نیوتن» هر عملی در این دنیا عکس‌العملی دارد، باید دانست که اگر در جمعی یک افترا یا تهمتی به شخصی زده شود، حتما در جای دیگری هم چنین حرف هایی درباره خود شخص زده شده است، اگر بدانیم که هر کدام از ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و در خدمت خدای متعال باید پاسخگوی اعمالمان شویم دیگر مرتکب گناه نمی شویم. گره کار در یقین است. امام (ره) فرمودند: مبارزه با نفس جهاد اکبر است. به امید اینکه در این میدان سربلند و پیروز شویم.

روابط نامشروع چگونه مطرح و پیگیری می‌شود؟


خیانت و داشتن روابط نامشروع یکی از اولین اتهام‌هایی است که همسران هنگام اختلاف، یکدیگر را به آن متهم می‌کنند. در قانون نیز شکایتی با عنوان روابط نامشروع به رسمیت شناخته شده ...
حتما شما هم این جمله را شنیده‌اید که عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند. کافی است یک‌بار به یکی از دادگاه‌های خانواده مراجعه کنید تا با دیدن همسرانی که برای طرح شکایت یا جدایی به دادگاه آمده‌اند، مصداق عینی چنین جمله‌ای را ببینید.

خیانت و داشتن روابط نامشروع یکی از اولین اتهام‌هایی است که همسران هنگام اختلاف، یکدیگر را به آن متهم می‌کنند. در قانون نیز شکایتی با عنوان روابط نامشروع به رسمیت شناخته شده و از سوی قضات مورد رسیدگی و صدور حکم قرار می‌گیرد. تعریف این جرم، نحوه رسیدگی به آن، برخورد قانون با آن و... مواردی است که در گزارش جام جم با بهروز مهاجری، قاضی دادگستری و دانشجوی مقطع دکتری در رشته حقوق جزا و جرم‌شناسی به آن پرداخته شده است. مهاجری با سابقه رسیدگی به چنین پرونده‌هایی، اطلاعات جالبی در این خصوص در اختیار ما قرار داده که پرسش بسیاری از مخاطبان بوده است.

ارتباط نامشروع، از تخیل تا واقعیت : «مردی قصد دارد از همسرش جدا شود. مهریه همسر او بسیار سنگین است. او برای رهایی از پرداخت این مهریه و نیز سرکیسه کردن همسرش، موقعیتی را فراهم می‌کند که مردی غریبه با همسرش رابطه نامشروع داشته باشد و با فیلمبرداری از این موقعیت، همسرش را تهدید می‌کند که در صورت عدم رضایت به طلاق و نپرداختن مبلغی پول به او، این فیلم را منتشر خواهد کرد. همسر مرد راضی به طلاق و پرداخت پول می‌شود، اما نمی‌داند این نقشه‌ای است که همسرش به واسطه آن تا به حال چند بار اقدام به کلاهبرداری‌های مشابه کرده است.» این خلاصه داستان فیلمی‌ به نام «نقاب» است که دو سال قبل نسخه کوتاه شده آن در سینماهای ایران به نمایش درآمد اما مدت کوتاهی پس از آن، نسخه کامل فیلم از طریق شبکه غیرقانونی پخش فیلم‌های سینمایی به دست مخاطبان رسید. این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده بود اما هنوز هم مردانی هستند که تصور می‌کنند اگر بتوانند برای همسر خود پاپوشی از این نوع درست کنند، راحت و بی‌دردسر از آنها جدا می‌شوند و به سراغ زندگی خود مـی‌رونـد.

بسیاری از این مردان در دادگاه‌های خانواده، همسر خود را تهدید می‌کنند که اگر راضی به طلاق نشود، با جور کردن 4 شاهد و طرح دادخواستی با عنوان رابطه نامشروع در دادسرای ارشاد، آبروی آنها را می‌برند. اغلب این مردان نمی‌دانند که حتی اگر چنین جرمی‌ نیز در مورد همسرشان به اثبات برسد، این مساله بحث مهریه را منتفی نمی‌کند، چون مهریه مالی است که پیش از وقوع خیانت و در همان زمان عقد به زن تعلق گرفته است و در چنین حالتی ممکن است دادگاه تخفیف اندکی را برای گرفتن مهریه قائل شود و مهریه در هر شرایطی به زن تعلق می‌گیرد و فقط اثبات خیانت می‌تواند سبب شود مرد بتواند براحتی همسرش را طلاق دهد. در مورد زنانی هم که تمایل به طلاق دارند، ممکن است برخی از آنها به سراغ زنی بروند و او را ترغیب کنند از طریق تماس تلفنی و تله‌گذاری، همسر آنها را به دام بیندازد تا در نهایت پس از اثبات خیانت همسرشان بتوانند بسادگی طلاق بگیرند.

اینها راه‌حل‌هایی است که برخی افراد در دادگاه در پیش می‌گیرند، اما شرایط همیشه مانند فیلم‌های سینمایی نیست و بسیاری از افراد در این مسیر دچار مشکلات عجیب و غریبی می‌شوند.

در شرع مقدس اسلام و تمام مذاهب آسمانی خیانت عملی حرام تلقی شده و ارتکاب آن از سوی هرفردی با کیفر و جزای سنگین همراه استوقتی درباره این موضوع با بهروز مهاجری گفتگو می‌کنم، او ابتدا به سابقه روابط میان همسران در طول تاریخ و در جوامع مختلف اشاره می‌کند و می‌گوید: در تمامی جوامع مدنی به محض این‌که زن و شوهر با خطبه عقد یا بنابر رسوم و فرهنگ خودشان با هم ازدواج می‌کنند و رابطه زن و شوهری میان آنها پیش می‌آید و زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند، میان آنها حریم و رابطه‌ای ایجاد می‌شود که در تمام جوامع بشری به رسمیت شناخته می‌شود و مردم آن جوامع برای آن قداست و حرمت قائل هستند. به همین دلیل وارد شدن شخص یا اشخاص دیگر به این حریم قبیح و زشت تلقی شده و با آن بشدت برخورد می‌شود.

ایـن قـاضـی دادگستـری در ادامـه صحبت‌های خود اضافه می‌کند:

در بعد تاریخی حتی در قدیمی‌ترین قوانین بشری مثل قانون حمورابی برای کسانی که مرتکب جرائم خانوادگی شوند مجازات سختی پیش‌بینی کرده بودند. مثلا زنی که به شوهرش خیانت می‌کرد یا مردی که به زنش خیانت می‌کرد به مجازات حبس، تبعید و شلاق محکوم می‌شد که این موارد بسته به نوع جرم و کیفیت آن تقسیم‌بندی‌های خاص خود را داشت و این مجازات در مواردی منجر به صدور حکم مرگ مجرم می‌شد. در شرع مقدس اسلام و تمام مذاهب آسمانی هم خیانت عملی حرام تلقی شده و ارتکاب آن از سوی هر فردی با کیفر و جزای سنگین همراه است.

به گفته مهاجری در شرع مقدس اسلام این جرم در 2 قسمت زنا و رابطه نامشروع تعریف شده است. یک قسمت از این مجازات مشمول حد است که از سوی خدا تعیین و در دین اسلام هم مشخص شده است و یک قسمت از این مجازات هم موجب تعزیر می‌شود. تعزیر هم مجازاتی است که تعیین آن به اختیار حاکم است و تفاوت آن با مجازات در این است که حد را خدا از طریق پیامبر خود برای ما مشخص کرده است و در آن هم جرم و هم مجازات مشخص است.

تعریف زنا از نظر قانون چیست؟

در ماده 63 قانون مجازات اسلامی‌ در تعریف جرم زنا آمده است: «جماع مرد با زنی که بر او ذاتا حرام است.» در کتاب دوم از باب اول قانون مجازات اسلامی‌ نیز راه‌های اثبات این جرم و انواع آن مشخص شده است. زنای محصنه، زنای به عنف و زنای غیرمحصنه مواردی است که انواع و اقسام آن در دین اسلام پیش‌بینی و شرح داده شده و مجازات آن نیز کاملا مشخص است. اما بخش تعزیری این جرم که حاکمان وقت اسلام آن را تعیین می‌کنند، در فصل 18 قانون مجازات اسلامی‌ با عنوان جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی معرفی شده و در ماده 637 این قانون تشریح شده است که در عرف به آن رابطه نامشروع گفته می‌شود. این جرم در قانون این‌گونه تعریف شده است که «هرگاه زن و مردی که بین آنها علقه زوجیت نباشد مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا 99 ضربه محکوم خواهند شد.»

به گفته مهاجری تقبیل به معنای بوسیدن است و معنی مضاجعه نیز گردن به گردن شدن است؛ البته در چنین رابطه‌ای یکی از طرفین با اکراه دیگری را وادار به این امر کند، فقط فرد مرتکب تعزیر خواهد شد، نه فردی که مورد تقبیل یا مضاجعه واقع شده است. در این ماده اختیار به حاکم داده شده تا میزان تعزیر را از یک ضربه تا 99 ضربه تعیین کند. بر این اساس مشخص است که در قانون ما پیش‌بینی‌های لازم در خصوص جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی ‌صورت گرفته است. به گفته این قاضی مطالعه قوانین کشورهای دیگر هم نشان می‌دهد که حتی در کشورهای لائیک، دادگستری آنها نیز برای حریم خانواده حرمت و قداست و قائل شده‌اند و مثلا در کشورهای اروپایی مثل انگلستان و فرانسه، تن‌فروشی جرم تلقی و برای آن مجازات پیش‌بینی شده است. در کشوری مانند تاجیکستان نیز تن‌فروشی جرم است و اگر زن یا مردی به هم خیانت کنند، مجازات خواهند شد.

چه کسی می‌تواند شکایت کند؟

در قانون مجازات اسلامی‌ پایران بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری که شیوه و چگونگی رسیدگی به جرائم را مشخص می‌کند، جرم رابطه نامشروع از جرائمی‌ محسوب می‌شود که نیاز به شاکی خصوصی ندارد. معنی ساده جمله این است که نیروی انتظامی‌ یا مدعی‌العموم می‌تواند شخصا و بدون این‌که شاکی خصوصی شکایت کند، وارد رسیدگی به این جرم شوند. شاید شما هم بارها در نزدیکان و دوستان خود با مواردی برخورد کرده‌اید که مثلا دختر و پسری توسط نیروی انتظامی‌ دستگیر و پس از رفتن به کلانتری به دادسرا هدایت شده‌اند و در آنجا پس از اطلاع به پدر و مادر دختر و اعلام این مساله که آنها با هم آشنا یا نامزد هستند، پرونده بسته شده است. در چنین مواردی در صورت شکایت خانواده دختر از پسر، دختر برای معاینه به پزشکی قانونی معرفی و در صورت وجود مشکلی خاص، پرونده مراحل دیگر رسیدگی خود را طی می‌کند. علت اطلاع دادن چنین مساله‌ای به خانواده دختر نیز این است که در مورد چنین مسائلی دختران بسیار حساس هستند و بسادگی گول می‌خورند. در جامعه ما نیز حتی پسرانی که علایق مذهبی ندارند هیچ‌گاه برای ازدواج به سراغ دختری که فریب خورده نمی‌روند و به همین دلیل با اطلاع موضوع به خانواده دختر، از میزان آسیب‌پذیری دختران در مورد چنین مسائلی کاسته می‌شود. این‌که چرا در ادامه رسیدگی قانون و نمایندگان آن خود به این موضوع رسیدگی نمی‌کنند، موضوعی است که مهاجری در تشریح آن به احکام دینی اشاره می‌کند و می‌گوید: در احکام دینی اسلام و مستندات و روایتی که از شرع اخد شده، تاکید شده که تحقیق و تفحص درخصوص این جرم قبیح و ناشایست است.

در دین اسلام موارد فراوانی ذکر شده که درخصوص مسائل اخلاقی و جنسی خیلی تحقیق نکنید. حتی زمانی که فردی نزد پیامبر اسلام آمدند و گفت زنا کرده‌ام حضرت این حرف را نشنیده گرفتند. به همین دلیل نیروی انتظامی ‌و مراجع قضایی تنها زمانی به این جرم رسیدگی می‌کنند که شکل جرم علنی و آشکار باشد و ارتکاب آن از سوی افراد عفت جامعه را جریحه‌دار کند؛ مثلا اگر نیروی انتظامی‌ با افرادی که در یک پارتی مختلط هستند برخورد می‌کند تنها به این دلیل است که در چنین محیطی فسق و فجور خیلی آشکار است و این موضوع باعث می‌شود عفت عمومی‌ جریحه‌دار شود، اما اگر دختر و پسری در خیابان با هم راه بروند یا در پارک با هم بنشینند، این مساله قابل برخورد قضایی نیست و به نظرم مشمول آن ماده 637 نمی‌شود؛ اما اگر همین دختر و پسر در پارکی نشسته باشند که در آن خانواده‌ای هم حضور دارد و در این محل حرکات نامتعارف انجام دهند و این خانواده از رفتار آنها ناراحت و اذیت شوند، قانون می‌تواند با آنها برخورد کند، زیرا در چنین وضعیتی نیروی انتظامی ‌جرم آنها را مشهود تلقی می‌کند. البته اگر دختر و پسری در هر موقعیتی دست همدیگر را بگیرند، چون علقه زوجیت میان آنها وجود ندارد این کار آنها حرام است.

مهاجری درخصوص یکی از تجارب خود در رسیدگی به پرونده‌ای اینچنینی می‌گوید:

مدتی قبل در دادسرای فرودگاه، زن و مردی هنگام خروج از تهران در فرودگاه مهرآباد دستگیر ‌شدند. مرد مدیر شرکتی بود که کار طراحی ساختمان انجام می‌داد و زن نیز طراح بود. آنها با هم نسبت شرعی نداشتند و صرف همراهی آنها جرم رابطه نامشروع تلقی می‌شد و به همین دلیل ماموران با اطلاع از عدم رابطه شرعی میان آنها، دستگیرشان کرده بودند، اما من در رسیدگی به این پرونده این همراهی را جرم ندانستم، زیرا در دین اسلام اصل بر درستی اعمال و برائت است و در چنین مواردی فقط زمانی می‌توان فردی را مجرم تلقی کرد که رابطه نامشروع یا شبیه آن باشد و به همین دلیل حکم به بستن پرونده دادم.

انتساب جرم به دیگران چه عواقبی دارد؟





افترا در اصطلاح حقوقی عبارت است از اینکه فردی جرمی را به دیگری نسبت دهد؛ بدون آن که قادر به اثبات آن باشد.
در حقیقت افترا فعلی تهمتی است که تهمت‌زننده برای متهم کردن افراد، وسایل و ادوات جرم را به نوعی به شخص منتسب کند یا در منزل یا در جیب یا در وسایلی که مربوط به آن شخص است، قرار دهد. ماده 697 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی در این زمینه می‌گوید: «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آنها را منتشر کند که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند، جز در مواردی که موجب حد است، به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.»همچنین بر اساس ماده 699 این قانون، «هرکس عالما عامدا به قصد متهم کردن دیگری آلات و ادوات جرم یا اشیایی را که یافت شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او می‌‌شود، بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیایی که متعلق به او است، بگذارد یا مخفی کند یا به نحوی متعلق به اوقلمداد کند و در اثر این عمل شخص مزبور تعقیب شود، پس از صدور قرار منع تعقیب یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از 6 ماه تا سه سال یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می‌شود.»ملاک مجرم تلقی شدن مفتری (افترا دهنده)، ارتکاب جرم به شکل عالمانه و عامدانه است؛ به این معنا که مفتری به جرم بودن آنچه نسبت می‌دهد، علم داشته باشد و عمدا عمل افترا را انجام دهد.
 
   انواع افترا
افترا به دو نوع افترای قولی و افترای فعلی تقسیم می‌شود.
افترای قولی، نسبت دادن جرمی به دیگران به صورت لفظی یا از طریق رسانه‌ها یا اوراق چاپی یا نطق در مجامع است.
افترای فعلی نیز وقتی صورت می‌گیرد که مفتری به قصد متهم کردن افراد، آلات و ادوات جرم را در منزل، جیب یا محل کار شخص قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که وجود آن آلات و ادوات موجبات تعقیب جزایی فرد را فراهم کند.
 
   انتشار، از شرایط تحقق افترا
نکته قابل توجه در جرم افترا، انتشار آن است. در واقع اگر کسی متنی حاوی انتساب جرمی به دیگران را تهیه کند و نزد خود نگه دارد یا مانع انتشار آن شود، مرتکب جرم افترا نشده است.
نکته قابل توجه دیگر در جرم افترا این است که افترا وقتی حادث می‌شود که مفتری، جرمی را به کسی صریحا نسبت دهد. در حقیقت عمل مورد انتساب باید بر طبق قوانین حدود، قصاص، دیات و تعزیرات، جرم تلقی شود. 
بنابراین نسبت دادن اعمالی خلاف یا ناهنجار که جرم‌انگاری نشده باشد، افترا تلقی نمی‌شود مانند بی‌نظم، بی‌انضباط، بی‌حیا و... . از آنجایی که این موارد جرم‌انگاری نشده است، مصداق جرم افترا تلقی نمی‌شود.
چنانچه جرم افترا اثبات شود و در واقع مفتری نتواند نسبت داده‌شده را اثبات کند، قانون برای مفتری کیفر پیش‌بینی کرده است.
مواد 697 و 699 قانون مجازات اسلامی در افترای قولی ـ به جز در موارد تهمت‌های ناموسی که موجب حد است - برای مفتری حبس از یک ماه تا یک سال یا تا 74 ضربه شلاق پیش‌بینی کرده است. کیفر افترای فعلی نیز حبس از 6 ماه تا 3 سال یا تا 74 ضربه شلاق است.
 
   ارکان و اجزای قانونی افترا
1- مفتری جرمی را به صورت صریح و واضح به دیگری نسبت دهد.
2- آن جرم امری پوچ و واهی بوده، یعنی ساخته تخیلات ذهن شاکی باشد.
3- مفتری با انگیزه ضرر زدن و هتک حیثیت آن جرم را به غیر نسبت دهد.
4- نسبت‌دهنده (شاکی) نتواند درستی موضوعی را که به دیگری نسبت داده است، در مرجع قضایی صلاحیت‌دار به اثبات برساند.
قابل ذکر است اگر کسی از روی عصبانیت و ناراحتی به دیگری بگوید «دزد» یا «کلاهبردار» موضوع توهین است؛ نه افترا.
در توضیح این مطلب، مثالی را می‌توان مطرح کرد: شخص الف مدعی است که آقای ب اتومبیلش را سرقت کرده و پرونده امر پس از بررسی‌های معموله قضایی با صدور قرار منع پیگرد یا حکم برائت قطعی مختومه شده است. آیا در این قضیه شاکی به عنوان مفتری قابل تعقیب کیفری است؟ در این مثال چند حالت ممکن است اتفاق بیفتد:
1- شاکی واقعاً اتومبیلی داشته که ثابت شده قطعاً به سرقت رفته و صاحب مال با دلایل یا توضیحاتی که پیش خود داشته، به این نتیجه رسیده که شخص»ب» آن را سرقت کرده است و این امر در دادگاه هم به اثبات می‌رسد که در اینجا شاکی مفتری به حساب نمی‌آید.
2- ممکن است اتومبیل شاکی واقعاً سرقت شده باشد اما شخص «ب» آن را سرقت نکرده بلکه دیگری آن را سرقت کرده است. در این صورت نیز شاکی به دلیل اینکه گریز و چاره‌ای جز اعلام شکایت نداشته و قصد وی دادخواهی بوده و نه چیز دیگر، در اینجا نیز مفتری تلقی نمی‌شود.
3- ممکن است اتومبیل شاکی سرقت نشده یا اساساً اتومبیلی نداشته که به سرقت رفته باشد اما وی جرم سرقت مذکور را به دیگری نسبت می‌دهد و شکایت وی مردود اعلام می‌شود. در این مورد وی به عنوان مفتری قابل تعقیب کیفری است. زیرا شاکی در این موضوع به قصد اضرار به دیگری و برخلاف واقع و به انگیزه هتک حیثیت دیگری اعلام شکایت کرده و قصد وی تظلم و دادخواهی نبوده است.
زیرا وقتی شاکی یا نسبت‌دهنده جرم، موضوع و اهرمی از پیش خود ساخته را که اساساً و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است، از روی عمد، به دروغ و برای زیان دیگری و با علم و اطلاع به کذب بودن آن همچنین با سوء نیت خاص به دیگری نسبت می‌دهد، مفتری محسوب می‌شود. 
بدیهی است که اگر شاکی بر اثر یک اشتباه قابل چشم‌پوشی امری را به دیگری نسبت دهد و به گمان اینکه آنچه را که می‌نویسد یا می‌گوید، در طبیعت نیز اتفاق افتاده و صحیح است، مسئول نخواهد بود.
 
   شرایط تحقق افترا
با دقت در ماده 697 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی می‌توان به این نتیجه رسید که برای تحقق جرم افترا وجود سه شرط ضروری است:
 
   انتساب جرم به دیگری
این ماده به طور کلی از انتساب جرم به دیگری، یعنی نسبت دادن اعمالی که جرم نبوده، سخن گفته است؛ این در حالی است که انتساب اعمالی که برخلاف شرع یا شأن یا حتی مستوجب تعقیب اداری یا انتظامی باشد، موجب محکوم شدن مرتکب به اعتبار ماده فوق نخواهد بود.نکته دیگر اینکه قید واژه «کسی» تنها مربوط به اشخاص حقیقی می‌شود و نمی‌توان اشخاص حقوقی را مورد شمول قرار داد.
 
   صراحت انتساب
این مورد بدین معنا است که مرتکب باید امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود. لازم نیست که مرتکب مشخصات دقیقی از جرم بیان کند بلکه وقتی به طور صریح بگوید «فلانی دزدی کرده یا مرتکب قتل شده است» کفایت می‌کند. اما به کار بردن کلمات و واژه‌های عامی از قبیل جانی، بزهکار و غیره برای تحقق جرم افترا کافی نیست بلکه ممکن است موجب تحقق جرم توهین شود.
 
   ناتوانی مفتری از اثبات صحت اِسناد
هر گاه مفتری بتواند صحت نظر خود را در مورد ارتکاب جرم از سوی شخص مورد اتهام به اثبات رساند، وی به عنوان مفتری قابل مجازات نخواهد بود.
 
   عنصر روانی افترا
برای تحقق جرم افترای عملی باید سوء نیت وجود داشته باشد و مرتکب با توجه به ماده 699 عمل خود را عالماً عامداً به قصد متهم کردن دیگری انجام دهد.
این تصریح دارای چند نکته است:
1- مرتکب در انجام کار خود عامد و قاصد باشد و تحت تأثیر مشروبات الکلی، بیهوشی و مواردی از این قبیل قرار نگرفته باشد.
2- با توجه به اینکه قید عالماً آورده شده است، مرتکب باید از ماهیت اتهام‌آور اشیا و ادوات و ... آگاه باشد.
3- مرتکب باید دارای سوء نیت خاص بوده، یعنی قصد وی متهم کردن دیگری باشد.

تهمت و افترا زدن به دیگران چه عواقبی دارد؟




 
افترا در اصطلاح حقوقی عبارت است از اینکه فردی جرمی را به دیگری نسبت دهد؛ بدون آن که قادر به اثبات آن باشد.
در حقیقت افترا فعلی تهمتی است که تهمت‌زننده برای متهم کردن افراد، وسایل و ادوات جرم را به نوعی به شخص منتسب کند یا در منزل یا در جیب یا در وسایلی که مربوط به آن شخص است، قرار دهد. ماده 697 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی در این زمینه می‌گوید: «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آنها را منتشر کند که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند، جز در مواردی که موجب حد است، به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.»همچنین بر اساس ماده 699 این قانون، «هرکس عالما عامدا به قصد متهم کردن دیگری آلات و ادوات جرم یا اشیایی را که یافت شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او می‌‌شود، بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیایی که متعلق به او است، بگذارد یا مخفی کند یا به نحوی متعلق به اوقلمداد کند و در اثر این عمل شخص مزبور تعقیب شود، پس از صدور قرار منع تعقیب یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از 6 ماه تا سه سال یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می‌شود.»ملاک مجرم تلقی شدن مفتری (افترا دهنده)، ارتکاب جرم به شکل عالمانه و عامدانه است؛ به این معنا که مفتری به جرم بودن آنچه نسبت می‌دهد، علم داشته باشد و عمدا عمل افترا را انجام دهد.
 
انواع افترا
افترا به دو نوع افترای قولی و افترای فعلی تقسیم می‌شود.
افترای قولی، نسبت دادن جرمی به دیگران به صورت لفظی یا از طریق رسانه‌ها یا اوراق چاپی یا نطق در مجامع است.
افترای فعلی نیز وقتی صورت می‌گیرد که مفتری به قصد متهم کردن افراد، آلات و ادوات جرم را در منزل، جیب یا محل کار شخص قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که وجود آن آلات و ادوات موجبات تعقیب جزایی فرد را فراهم کند.
 
انتشار، از شرایط تحقق افترا
نکته قابل توجه در جرم افترا، انتشار آن است. در واقع اگر کسی متنی حاوی انتساب جرمی به دیگران را تهیه کند و نزد خود نگه دارد یا مانع انتشار آن شود، مرتکب جرم افترا نشده است.
نکته قابل توجه دیگر در جرم افترا این است که افترا وقتی حادث می‌شود که مفتری، جرمی را به کسی صریحا نسبت دهد. در حقیقت عمل مورد انتساب باید بر طبق قوانین حدود، قصاص، دیات و تعزیرات، جرم تلقی شود.
بنابراین نسبت دادن اعمالی خلاف یا ناهنجار که جرم‌انگاری نشده باشد، افترا تلقی نمی‌شود مانند بی‌نظم، بی‌انضباط، بی‌حیا و... . از آنجایی که این موارد جرم‌انگاری نشده است، مصداق جرم افترا تلقی نمی‌شود.
چنانچه جرم افترا اثبات شود و در واقع مفتری نتواند نسبت داده‌شده را اثبات کند، قانون برای مفتری کیفر پیش‌بینی کرده است.
مواد 697 و 699 قانون مجازات اسلامی در افترای قولی ـ به جز در موارد تهمت‌های ناموسی که موجب حد است - برای مفتری حبس از یک ماه تا یک سال یا تا 74 ضربه شلاق پیش‌بینی کرده است. کیفر افترای فعلی نیز حبس از 6 ماه تا 3 سال یا تا 74 ضربه شلاق است.
 
   ارکان و اجزای قانونی افترا
1- مفتری جرمی را به صورت صریح و واضح به دیگری نسبت دهد.
2- آن جرم امری پوچ و واهی بوده، یعنی ساخته تخیلات ذهن شاکی باشد.
3- مفتری با انگیزه ضرر زدن و هتک حیثیت آن جرم را به غیر نسبت دهد.
4- نسبت‌دهنده (شاکی) نتواند درستی موضوعی را که به دیگری نسبت داده است، در مرجع قضایی صلاحیت‌دار به اثبات برساند.
قابل ذکر است اگر کسی از روی عصبانیت و ناراحتی به دیگری بگوید «دزد» یا «کلاهبردار» موضوع توهین است؛ نه افترا.
در توضیح این مطلب، مثالی را می‌توان مطرح کرد: شخص الف مدعی است که آقای ب اتومبیلش را سرقت کرده و پرونده امر پس از بررسی‌های معموله قضایی با صدور قرار منع پیگرد یا حکم برائت قطعی مختومه شده است. آیا در این قضیه شاکی به عنوان مفتری قابل تعقیب کیفری است؟ در این مثال چند حالت ممکن است اتفاق بیفتد:
1- شاکی واقعاً اتومبیلی داشته که ثابت شده قطعاً به سرقت رفته و صاحب مال با دلایل یا توضیحاتی که پیش خود داشته، به این نتیجه رسیده که شخص»ب» آن را سرقت کرده است و این امر در دادگاه هم به اثبات می‌رسد که در اینجا شاکی مفتری به حساب نمی‌آید.
2- ممکن است اتومبیل شاکی واقعاً سرقت شده باشد اما شخص «ب» آن را سرقت نکرده بلکه دیگری آن را سرقت کرده است. در این صورت نیز شاکی به دلیل اینکه گریز و چاره‌ای جز اعلام شکایت نداشته و قصد وی دادخواهی بوده و نه چیز دیگر، در اینجا نیز مفتری تلقی نمی‌شود.
3- ممکن است اتومبیل شاکی سرقت نشده یا اساساً اتومبیلی نداشته که به سرقت رفته باشد اما وی جرم سرقت مذکور را به دیگری نسبت می‌دهد و شکایت وی مردود اعلام می‌شود. در این مورد وی به عنوان مفتری قابل تعقیب کیفری است. زیرا شاکی در این موضوع به قصد اضرار به دیگری و برخلاف واقع و به انگیزه هتک حیثیت دیگری اعلام شکایت کرده و قصد وی تظلم و دادخواهی نبوده است.
زیرا وقتی شاکی یا نسبت‌دهنده جرم، موضوع و اهرمی از پیش خود ساخته را که اساساً و در حقیقت آن واقعه رخ نداده است، از روی عمد، به دروغ و برای زیان دیگری و با علم و اطلاع به کذب بودن آن همچنین با سوء نیت خاص به دیگری نسبت می‌دهد، مفتری محسوب می‌شود.
بدیهی است که اگر شاکی بر اثر یک اشتباه قابل چشم‌پوشی امری را به دیگری نسبت دهد و به گمان اینکه آنچه را که می‌نویسد یا می‌گوید، در طبیعت نیز اتفاق افتاده و صحیح است، مسئول نخواهد بود.
 
   شرایط تحقق افترا
با دقت در ماده 697 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی می‌توان به این نتیجه رسید که برای تحقق جرم افترا وجود سه شرط ضروری است:
 
   انتساب جرم به دیگری
این ماده به طور کلی از انتساب جرم به دیگری، یعنی نسبت دادن اعمالی که جرم نبوده، سخن گفته است؛ این در حالی است که انتساب اعمالی که برخلاف شرع یا شأن یا حتی مستوجب تعقیب اداری یا انتظامی باشد، موجب محکوم شدن مرتکب به اعتبار ماده فوق نخواهد بود.نکته دیگر اینکه قید واژه «کسی» تنها مربوط به اشخاص حقیقی می‌شود و نمی‌توان اشخاص حقوقی را مورد شمول قرار داد.
 
   صراحت انتساب
این مورد بدین معنا است که مرتکب باید امری را صریحاً نسبت دهد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود. لازم نیست که مرتکب مشخصات دقیقی از جرم بیان کند بلکه وقتی به طور صریح بگوید «فلانی دزدی کرده یا مرتکب قتل شده است» کفایت می‌کند. اما به کار بردن کلمات و واژه‌های عامی از قبیل جانی، بزهکار و غیره برای تحقق جرم افترا کافی نیست بلکه ممکن است موجب تحقق جرم توهین شود.
 
   ناتوانی مفتری از اثبات صحت اِسناد
هر گاه مفتری بتواند صحت نظر خود را در مورد ارتکاب جرم از سوی شخص مورد اتهام به اثبات رساند، وی به عنوان مفتری قابل مجازات نخواهد بود.
 
   عنصر روانی افترا
برای تحقق جرم افترای عملی باید سوء نیت وجود داشته باشد و مرتکب با توجه به ماده 699 عمل خود را عالماً عامداً به قصد متهم کردن دیگری انجام دهد.
این تصریح دارای چند نکته است:
1- مرتکب در انجام کار خود عامد و قاصد باشد و تحت تأثیر مشروبات الکلی، بیهوشی و مواردی از این قبیل قرار نگرفته باشد.
2- با توجه به اینکه قید عالماً آورده شده است، مرتکب باید از ماهیت اتهام‌آور اشیا و ادوات و ... آگاه باشد.
3- مرتکب باید دارای سوء نیت خاص بوده، یعنی قصد وی متهم کردن دیگری باشد.