این باغ انار دارد، انارهای ترکخورده، دانهدانه، برخی آویخته از درختچههای سبز، برخی روی زمین خاکی و برخی در دستان سیاه؛ دستان سیاه مردان و زنانی که شبها سایهشان پشت درختچهها پناه میگیرد؛ سایههایی که پشت درختچهها و رو به بیابان خاکی، کاشانه دارند. آنها، این سایهها هر شب بساطشان را پای همین درختچهها پهن میکنند. بساطشان پر از دانهانارهای زرد و سفیدی است که مثل اشک در دامانشان میریزد، زرد و سفید، درست مثل رنگ چهره اهالی «باغ اناری». دانههایی که با سرنگ و پایپها همنشیناند.
زمین هموار نیست، بالا و پایین زیاد
دارد، چالهچوله، حفرههای کوچک و بزرگ، از کنار هر درختچه، نگاه سنگین
سایهها مثل مُهر روی صورت رهگذران میچسبد. آنجا قلمروشان است؛ قلمرو
معتادانی که سالهاست مسیرشان را از جنوبیترین، شرقیترین و غربیترین جای
تهران پیدا کرده و به «باغ اناری» رسیدهاند.
از ورامین، از پاکدشت، قیامدشت و همین نزدیکیها، شوش، هرندی. نگاههای خسته، چهرههای تکیده و دندانهای ریخته، شناسنامهشان است. اهالی مشیریه، همانها که خانهشان بالای بلوار «هاشمی» است، نگاهشان هر روز آنها را از پشت پنجره دنبال میکند، مردانی با گونیهایی که روی پشتشان نشسته یا کیسههای سیاه پلاستیکی که دستشان است، میروند، از پارک میگذرند، نگاهی به زمین بازی بچهها میاندازند و لابهلای درختچهها محو میشوند، آنها تا همین جای داستان را میدانند، اینکه آن پشت چه خبر است و چه اتفاقی برای سایهها میافتد را فقط همان انارهای ریز و درشت شکمپاره که سر و ته نگاهشان میکنند، میدانند.
١٥، ٢٠سال یا شاید هم بیشتر است که
اینجا، باغ اناری، پاتوقی برای معتادان شده، برای «بهرام»، «ننه زهرا»،
«رضا». سایهاش سر ظهر از پشت یکی از درختچهها پیدا میشود، زرورقی در دست
چپش است و با انگشتان دست دیگر، صافش میکند و به سمت بلوار حرکت میکند:
«خانهمان همین جاست، ١٦سال است اینجا زندگی میکنیم، هر وقت میخواهم
مصرف کنم، میآیم اینجا، میکشم و میروم.» «رضا» ٣٢سالش است، با دست یکی
از خانههای مشیریه را نشان میدهد. دو سالی میشود که هرویین میکشد،
ساقیاش همین اطراف است، زنی که میآید و مواد را به آنها میرساند:
«اینجا تفریح میکنیم، خوش میگذرانیم، مواد میکشیم.»
اینها را با دهانی که دندانهایش یکی در میان افتاده میگوید. هرویین میکشد، دو سالی میشود، میگوید کارگر ایزوگام است، تا به حال ٢٠ بار ترک کرده، کمپ رفته، اما وقتی آمده بیرون باز هم کشیده: «مشکل از بیرون کمپ است.» حالا بیکار است، فصل کارش نیست، پاتوقش همین درختچههای انار است. پشت این درختچهها، زندگی جور دیگری جاری است: «خیلی از معتادها، از شهرهای دیگر میآیند، بعضی فراریاند، بعضی از محلههای دیگر میآیند.» محلههای دیگر، مثل همین شوش، مثل هرندی. مهاجرت معتادان، فقط نگرانی رضا نیست. هفته پیش، وقتی رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران از باغ اناری و بوستان مسافر مشیریه بازدید کرد، همین نگرانی را داشت: «این دو بوستان درحال تبدیل شدن به هرندی ٢ است. معتادان و سگهای ولگرد، محله را پر کردهاند، آسایش مردم را گرفتهاند، پارک را معتادان تسخیر کردهاند.» اینها را اقبال شاکری بیستوششم مردادماه گفته بود.
«از وقتی آنجا را پاکسازی کردند،
خیلی از معتادان هرندی به این محله آمدند، اینجا را شلوغ کردند.» اینها را
حالا «رضا» با نارضایتی میگوید. او خودش را جدای از بقیه معتادان
میداند، اهل مشیریه و باغ اناری میداند. او و خیلی از قدیمیهای باغ
اناری، غریبهها را راه نمیدهند. خودش و یکی مثل «بهرام»: «٢٤سال است از
خانه آمدهام بیرون، از اولش همینجا بودم، مشیریه فامیل زیاد دارم، زن
دارم، داماد و نوه دارم، اما رویم نمیشود بروم خانه.» «بهرام» ٥٥ساله است.
«بهرام» مثل خیلیهای دیگر، با یارانه
زندگی میکند. کارت بانکش را نشان میدهد، کج و کوله و سیاه است، درست مثل
دستهایش با ناخنهایی که ورم کرده و زرد شدهاند: «من همینجا زندگی
میکنم، قبلا کارگر نانوایی بودم، ٢٠ و چندسال است مواد میکشم، دوا،
کراک، الان دیگر توان ندارم، میروم داخل مشیریه، ضایعات جمع میکنم و
میفروشم.» «بهرام» خودش را نگهبان باغ اناری میداند: «خدا وکیلی من
نمیگذارم کسی به اهالی مشیریه چپ نگاه کند، غریبهها را اینجا راه
نمیدهیم، آنها مال محلههای دیگر هستند، میآیند اینجا برای زن و بچه
مردم مزاحمت ایجاد میکنند، ما باغ اناریها این را قبول نمیکنیم.»
میگوید خیلی از معتادان از قبرستان میآیند، قبرستان انتهای مشیریه است،
همانجا که حالا بخشی از آن تبدیل به بوستان مسافر شده: «آنها اینجا را
شلوغ کردهاند، جلوی زن و بچه مردم مواد میکشند، ما اجازه نمیدهیم،
اینجا قانون خودش را دارد.» اینها را محکم میگوید. باغ اناری قبلا زمین
کشاورزی بود. «بابا باغی» درختهای انار و انجیر را کاشته بود، حالا ولی
زمین تکهتکه شده، هر سازمان جایی را گرفته.
«بهرام» تنها قدیمی باغ اناری نیست،
«ننه زهرا» در این سالها پا به پایش کار کرده و پشت این درختچهها،
همبساطیاش بوده. «ننه زهرا»، زن کوچکاندام خستهای است. از پشت زمین
فوتبال که وسط پارک پهن شده، پیدایش میشود. سرتاپا مشکی است. طُره طلایی
از گوشه روسری مشکیاش بیرون زده. یک چشمش سفید است، بینایی ندارد. کیسه
مشکیاش را محکم گره زده با وسیله فلزی که معلوم نیست چیست و از کجا کنده
شده، نزدیک میشود. «١٥سال است با ننهزهرا اینجاییم، من زودتر اینجا
آمدم، بعد از من ننهزهرا آمد.» بهرام اینها را میگوید.
همه از «ننهزهرا» حساب میبرند. رد
که میشود، همه با او سلام و احوالپرسی میکنند، همه آنهایی که عصر وسط
هفته، پشت درختچهها چنبره زدهاند و دودی از لای دستهای گرهکردهشان
بلند میشود؛ ٥٥ساله است اما خیلی بیشتر نشان میدهد: «همه من را
میشناسند، همه، فقط مانده مردههای قبرستان. همه دوستم دارند، موهایم را
همینجا سفید کردم.» تازه از کمپ بیرون آمده: «اگر اذیتم نکنند، مشکلی
ندارم، من آزادی را دوست دارم، کمپ را نمیخواهم.»
ننهزهرا تا همین دو ماه پیش «دوا» مصرف میکرد اما حالا میگوید: «قبلا دوا مصرف میکردم، حالا دو ماه است متادون میخورم.» شبهایش را در خوابگاه صبح میکند. گرمخانهای که با باغ اناری دو ایستگاه مترو فاصله دارد: «کارم زود تمام شود، میروم خوابگاه، دیر شود همینجا میخوابم.» کارش جمع کردن ضایعات است. آنها را کیلویی ٥٠٠ تومان میفروشد. یک عالم که جمع کند، شاید بشود ٥هزار تومان، همان را باید بدهد متادون بخرد: «یک سیسی متادون ٢٥٠ تومان است، اگر بخواهیم آزاد بخریم، میرویم چهارراه سوم ٥٠٠ تومان میخریم.» میرود پای درختی که همه جایش سیاه است. وسایلش را کیسه به کیسه میکند: «دخترم، کلی وسیله داشتم، آنقدر که میشد با آنها خانه عروس درست کرد، همه را سوزاندند.» شب قبلش ماموران شهرداری آمده بودند و وسایل معتادان را سوزانده بودند، وسایل «ننهزهرا» هم جزوش بود.
از آن دور چند نفری نزدیک میشوند.
مردان کم سن و سال از لابهلای درختان رد میشوند و درِ آهنی زمین فوتبال
را باز میکنند: «آقا فندک داری؟» این را از «بهرام» میپرسند. آمدهاند
برای فوتبال. سیگارشان را همان پشت میکِشند و وارد زمین میشوند: «اینها
میآیند فوتبال بازی میکنند و میروند، با ما کاری ندارند.» این را بهرام
میگوید و از شبهای باغ اناری میگوید: «شبها آنقدر شلوغ نمیشود، ما
الان ١٠، ١٥ نفری هستیم که پای ثابتیم، بعضی وقتها میهمان هم داریم، فامیل
یکی از بچهها از شهرستان میآید، چند شب میماند و میرود.»
اهالی باغ آنقدر خمار و بیحوصلهاند
که کاری به این انارها ندارند. انارها هم در تلافی، خودکشی میکنند.
جسدهای تکهتکهشان، قدمبهقدم باغ پیداست. انارها در دومین ماه تابستان،
مانده تا برسند. دانههایشان بیجاناند، ترشمزهاند. اهالی باغ حالش را
داشته باشند، یکی را از درخت میکَنند. تلخی مواد را با ترشی دانههای انار
ترکیب میکنند، چه ترکیب عجیبی: «آنجا را ببین، قبلا قلعه بود، چند بار
آمدند و داخلش را منفجر کردند، آنجا سیمان درست میکنند، کارگران کارخانه
سیمان داخلش کار میکنند.» بهرام دستش را به سمت جنوب باغ نشانه میگیرد و
ادامه میدهد: «شبها آنجا خیلی ترسناک میشود، معتادان معمولا آنطرفها
نمیروند، اینجا بهتر است.»
آنها شیشه را بیش از هر چیز دیگر دوست
دارند. پول داشته باشند، میخرند، نداشته باشند، فکر دیگری میکنند: «
مرغوبترین نوع شیشه، گرمی ٠٠٠هزار تومان است، البته قیمتش از ٠٠٠هزار
تومان شروع میشود.» این را مردی که به ٦٠سالهها میماند، میگوید. او به
کمک «ننهزهرا» آمده تا وسایل سوخته و نسوختهاش را داخل گونی کنند.
«موسی» هم کنارشان ایستاده، با بلوز
سبز و شلوار پارهای به همان رنگ. مشغول هرس کردن درختان انار است. یکسالی
میشود که کارگر شهرداری شده. شبها را در اتاق نگهبانی میگذراند، صبح تا
بعدازظهر را در زندگی مسالمتآمیز با معتادان: «اینها آشنا هستند، پیششان
مینشینم درددل میکنیم.» او اینها را با لهجه خودش میگوید و به چند سگ
ولگردی که آنجا پرسه میزنند، نگاه میکند: «این سگها مال همین معتادان
هستند، خودشان اینها را اهلی میکنند، غذا میدهند، بزرگ میکنند، بعضی از
این سگها را هم ماشینهایی میآیند و رها میکنند، نمیدانم چه کسانی
هستند.»
ترسهای اهالی مشیریه
زندگی
سایهها پشت این درختچههای انار با زندگی آنهایی که آن طرف باغ اند، زمین
تا آسمان فرق میکند. آنطرفیها، حضور معتادان را در محلهها، در کوچه
پسکوچهها برنمیتابند. هر روز سر از شورایاری محلهشان درمیآورند.
شکایت میکنند، استشهادنامه جمع میکنند، میخواهند سایه معتادان از سر این محله کم شود: «همهجا آنها را میبینیم، همهشان هم به این سمت میآیند با گونیهایی که روی پشتشان است.» این را میگوید و به سمت پایین پارک اشاره میکند. بالای باغ اناری، پارک کوچکی است. «فهیمه» دو دختر خردسالش را برای بازی آورده: «بعضی از این معتادان، بچهها را میگیرند، گوشواره و النگوهایشان را میدزدند، خیلی نگران بچههایم هستم.» او از حضور این معتادان در محله مشیریه ناراحت است: «چندبار قصد داشتند خودرو همسرم را بدزدند، هرچه ببینند میبرند، ماجرا داریم در این محله.» «فهیمه» دست بچههایش را میگیرد و به سمت تاب و سرسره حرکت میکند. زمین بازی درست در کنار درختچههای انار است، معتادان دورتر خانه کردهاند.
دو زن میانسال بالای سکوی پارک
نشستهاند و از دور بازی بچههایشان را نگاه میکنند: «ما خیلی از این
معتادان را میبینیم، آنها همیشه اینجا هستند، یا بغل زمین چمناند یا
داخل کوچهها. سر ظهر باید بیایی، ببینی چه وضعیتی است.» خانهشان بالای
بلوار هاشمی است، همانجا که پارک و خانهها را از هم جدا میکند. ١٥ سالی
میشود که آنجا زندگی میکنند، از سوراخسنبه مشیریه خبر دارند: «پارسال
اینجا پر از سگ بود، سگهای ولگرد این منطقه را پر کرده بودند، یکهو
دستهجمعی وارد کوچه میشدند، زوزه میکشیدند، الان کمتر شدهاند.» آنها
از تاریکی این منطقه هم به شدت هراس دارند، میگویند: «اینجا بهخاطر
تاریکی فضا، محل خوبی برای تجمع معتادان است، شبها، تعدادشان زیاد میشود،
همان پشتها، قایم میشوند.»
جمعیت ٣هزار نفری معتادان در مشیریه
باغ
اناری، حالا مردم مشیریه را میترساند. حضور روزانه سههزار معتاد در محله
مشیریه، زندگی را برایشان سخت کرده. اینها را محمد صالحی، دبیر شورایاری
محله مشیریه به «شهروند» میگوید: «این افراد در بوستان مسافر، باغ اناری و
مناطق دیگر مشیریه پراکنده شدهاند. دلیل اصلی آن هم وجود گرمخانه مردان
است، گرمخانهای که معتادانش از قیامدشت، ورامین، پاکدشت، هرندی و...
آمدهاند. اینها صبح که میشود، در شهرک مشیریه و رضویه پراکنده میشوند و
روزشان را همینجا میگذرانند. ساقیها هم همینجا میآیند.»
او به وضع باغ اناری هم اشاره میکند: «اینجا قبلا یک باغ پردرختی بود، دورش فنس کشیده بودند و یک پیرمرد نگهبانی آن را میداد، یک مدتی معتادان اینجا را قرق کرده بودند، حالا با آمدن معاون جدید خدمات شهری منطقه ١٥ وضع بهتر شده است، خیلی از چالههای باغ پر و همسطح پارک شده، با کارخانه سیمان هم صحبت شده تا با پارک، فنسی بکشند.» او میگوید: «بیشتر معتادانی که در این مناطق در رفتوآمدند، محلی مشیریه و خاوران هستند. تا همین چند روز پیش هم وضع بد بود، اما الان تعداد معتادان کمتر شده، آن هم به خاطر ساماندهی باغ اناری و هرس کردن درختان است.» صالحی که از یکسال پیش، دبیر شورایاری محله شده، بر این موضوع تأکید میکند که تعداد معتادان تا همین چند روز قبل، خیلی بیشتر بود: «تمام معتادان منطقه ١٥، ١٢ و ١٠ در این محل جمع میشوند. همین هم شد تا مردم شکایتهایشان بیشتر شود و نزدیک به دو، سههزار نفر استشهادنامهای را امضا و نسبت به وضع منطقه اعتراض کردند، اینجا اتفاقات زیادی میافتد.»
علی حکمتیپور، معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ١٥ این گفتهها را تأیید میکند. او به بازدید یکی از اعضای شورای شهر تهران از منطقه باغ اناری اشاره میکند و به «شهروند» میگوید: «باغ اناری و پارک مسافر دو مکان منطقه ١٥ هستند که خارج از حریم به شمار میروند، دو روز پیش از اینکه این عضو شورای شهر به باغ اناری بیاید، صد کامیون خاک را پای درختان ریختیم، چرا که سطح درختان از سطح خیابان پایینتر بود و همین هم میشد تا معتادان داخل آن گودالها مصرف کنند، به همین دلیل گودالها را پر کردیم، همچنین ٧ برج نوری در آن منطقه قرار دادیم تا منطقه از حالت تاریکی خارج شود. قبل از آن هم کانالی که در همان باغ قرار داشت را پر کردیم، آنجا را معتادان زیادی پاتوق کرده بودند. تمام چالههایی که این افراد میتوانستند در آنجا وسایلشان را قرار دهند را هم پر کردیم.»
این مسئول در شهرداری منطقه ١٥،
توضیحاتی هم درباره سگهای ولگرد باغ اناری میدهد: «چهار اکیپ شهرداری
منطقه ١٥، در کمتر از یک هفته، ٥٠ قلاده سگ را جمع کرد، این سگها معمولا
از سمت کوه و بیبی شهربانو که فاصله کمی با این منطقه دارند میآیند،
آنجا سبزیکاری میشود، از سوی دیگر، سمت چپ همین منطقه، تعداد زیادی
گاراژ وجود دارد، اینها برای امنیت خودشان، هرکدام چند سگ را نگه
میدارند.»
مطالعات تطبیقی درباره سطح و روند ازدواج و طلاق در سال های 1385 تا 1394 انجام داده است.
نتایج این مطالعات نشان می دهد، کارکردهای خانواده به عنوان
مهمترین نهاد اجتماعی، سبب بقا و تداوم آن در طول تاریخ شده است.
با داشتن خانواده سالم، می توان از یک جامعه سالم بهره مند
بود؛ در واقع خانواده و جامعه دارای روابط دو سویه هستند و بر یکدیگر تاثیر
می گذارند.
در سال های اخیر با افزایش
مشکلات اقتصادی و اجتماعی بروز پدیده طلاق در جامعه افزایش یافته است؛
بررسی آمار طلاق در سال های اخیر نیز این روند را تأیید می کند.
بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال کشور، در سه سال 1392 تا 1394 به
ترتیب 155هزار و 369، 163هزار و 569 و 163هزار و 756 طلاق در کشور رخ داده
است.
کارشناسان اجتماعی بر این باورند که افزایش عددی میزان طلاق را
باید در شرایطی در نظر گرفت که جمعیت کشور نیز نسبت به گذشته افزایش یافته
است و این گونه نیست که جمعیت ثابت اما طلاق افزایش یافته باشد.
علاوه بر تعداد طلاق در کشور، نسبت طلاق به ازدواج،
میانگین سن زوجها در زمان طلاق، میانگین سنوات زناشویی در بین مطلقه ها در
دو دهه اخیر با تغییر و تحولات عمده ای همراه است.
در
تحقیقات انجام شده در کشور، علل و عوامل مختلفی برای طلاق، افزایش شمار آن و
سایر متغیرهای موثر بر این پدیده، شناسایی شده است.
تحولات سطح، روند و تعیین کننده های طلاق در کشور به
میزان زیادی متاثر از تغییر و تحولات منطقه ای و جهانی است؛ بنابراین
مقایسه تطبیقی شاخص های مربوط به طلاق در ایران با چند کشور منطقه می تواند
به شفاف شدن این موضوع کمک موثری کند.
همچنین به ضرورت و اهمیت
تحقیق درباره طلاق اشاره کرد و گفت: در صورتی که نتوانیم بنیان خانواده را
از مشکلات دور نگه داریم، هرگز نمی توانیم معیارها و ارزش های انسانی و
مفید را در جامعه نهادینه و به نسل بعد منتقل کنیم.
از
دیدگاه برخی از جامعه شناسان، طلاق زمانی تبدیل به یک آسیب اجتماعی می شود
که افزایش آن با افزایش جمعیت و همچنین افزایش ازدواج ها متناسب نباشد و
تعداد طلاق از حد معینی بگذرد. به بیان دیگر، پدیده «طلاق مرضی» تلقی شود
که در این صورت به عنوان یک مساله اجتماعی می تواند جامعه را تحت الشعاع
خود قرار دهد.
با توجه به اینکه آمارهای طلاق،
افزایش سطح و تحولات آن را نشان می دهد، مطالعه یاد شده می تواند به شناخت
بهتر روند تحولات واقعه طلاق در کشور و مقایسه تطبیقی آن با کشورهای منتخب
منطقه کمک موثر کند.
براساس شواهد موجود، پذیرش طلاق
در آمریکا به سرعت بین دهه 1960 و 1970 افزایش یافت؛ همچنین نتایج پیمایش
در غرب اروپا نشان می دهد که بین سال های 1981 و 1990 توجیه پذیری طلاق
بیشتر شده است.
افزایش سریع نرخ طلاق در کشورهای شرق
آسیا، نشانگر تغییرات اساسی در مقتضیات و دیدگاه ها نسبت به این پدیده است؛
تا پیش از آن، طلاق یک امر قبیح تلقی می شد و انتظار می رفت که زن و مرد
برای آسایش کودکان، حفظ ظاهر خانواده و آبروی فامیل، با ناهماهنگی های درون
خانواده کنار بیایند.
مطالعات نشان می
دهد نرخ طلاق در بسیاری از کشورهای آسیایی بویژه در شرق آسیا رو به افزایش
است؛ زیرا این باور که ازدواج را به هر بهایی باید نگه داشت کم رنگ شده
است.
به گفته کارشناس جامعه شناسی کرمی، چند همسری مردان، خیانت همسر، شرایط بازار
ازدواج و کودکان، بر میزان طلاق موثرند(خانواده هایی که فرزند دارند کمتر
اقدام به طلاق می کنند).
وی یادآور شد: دوره تولد فرزندان و خارج شدن آنها از خانه نیز از 19 به 28 سال افزایش یافته است.
علوم اجتماعی
دیباچه: سالانه بیش از 80 میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه میشود. به همین دلیل سن نیمی از جمعیت جهان کمتر از 25 سال است و در این میان بیش از یک میلیارد جوان در سنین 15 تا 24 سال قرار دارند و این بیانگر آن است که کشورهای دنیا بخصوص کشورهای در حال توسعه که بیشتر جمعیت جهان به آنها اختصاص دارد، در سالهای آینده با معضلات اجتماعی بسیاری در شهرها و روستاها رو به رو خواهند شد. به زبان دیگر تقاضای اجتماعی برای آموزش، بهداشت، اشتغال، مسکن و در مجموع رفاه اجتماعی بیشتر میشود و در نتیجه وجود مختصصانی که با پژوهش، مطالعه و برنامهریزی, راههای رسیدن به رفاه اجتماعی را بیابند، بسیار ضروری است. هدف رشته علوم اجتماعی تربیت متخصصانی است که نیاز جامعه را در زمینههای فوق برآورده سازند. اما چون عنوان علوم اجتماعی دارای مفهوم وسیعی است، رشته علوم اجتماعی به گرایشهای متفاوتی تقسیم شده است. برهمین اساس علوماجتماعی دارای چهار گرایش پژوهشگری اجتماعی، برنامهریزی اجتماعی ، رفاه و تعاون اجتماعی و مردمشناسی است.
گرایش پژوهشگری اجتماعی:
هدف پژوهشگری اجتماعی ساختن انسان جامعهشناس است. انسانی که بتواند با مطالعات دقیق نظری و عملی به عنوان یک محقق، سطح آگاهیهای اجتماعی را بالا برده و پاسخگوی نیاز مراکز آموزشی، پژوهشی و خدماتی باشد؛ یعنی نتایج تحقیقات او به ما بگوید که چگونه میتوان از بحرانهای اجتماعی عبور کرد و به آرامش و رفاه رسید. درسهای پژوهشگری اجتماعی دارای سه شاخه است. در یک شاخه مهارت در عملیات تحقیقی آموزش داده میشود، شاخه دیگر مبانی جامعهشناسی است که پایههای علم جامعهشناسی را از نظر مفهومی معرفی میکند و شاخه سوم نیز مباحث جمعیتشناسی است که از درس مبانی جمعیتشناسی شروع میشود و به تحلیل جمعیت، تحلیل حرکتهای جمعیتی و کاربردهای جمعیتشناسی در مباحث اجتماعی و اقتصادی ختم میگردد.
تواناییهای لازم :
دانشجوی این گرایش باید به تحقیقهای نظری و عملی علاقهمند باشد؛ یعنی از یک سو نظریههای اجتماعی را مطالعه کرده و آنها را مورد نقد و تحلیل قرار دهد و از سوی دیگر بین مردم جامعه رفته و به تحقیقهای میدانی علاقهمند باشد. دانش و بینش ریاضی در این گرایش بسیار مهم است؛ چون دقیق فکر کردن و دقیق اندیشیدن در پژوهشگری اجتماعی اهمیت بسیاری دارد.
موقعیت شغلی در ایران :
در حال حاضر پژوهشهای اجتماعی رواج و گسترش پیدا کرده است و نه تنها بخشهای دولتی موظف به انجام تحقیقات اجتماعی هستند بلکه بخشهای خصوصی نیز به تحقیقات اجتماعی روی آوردهاند. به همین دلیل به جرأت میتوان گفت که امروزه یک دانشجوی باسواد این گرایش که دارای مهارت پژوهشی باشد، هرگز مشکل اشتغال نخواهد داشت.
درسهای این رشته در طول تحصیل :
دروس مشترک در گرایشهای مختلف علوم اجتماعی:
نظریههای جامعهشناسی، روش تحقیق، جامعهشناسی در ادبیات فارسی، روش تحقیق علمی، جامعهشناسی جنگ و نیروهای نظامی، بررسی مسائل اجتماعی ایران، جامعهشناسی انقلابها، مبانی جامعهشناسی، مبانی جمعیتشناسی، مبانی روانشناسی، ریاضیات پایه، مبانی فلسفه، مبانی مردمشناسی، مبانی تاریخ اجتماعی ایران، اصول علم سیاست، آمار مقدماتی، روشهای مقدماتی تحلیل جمعیت، اصول علم اقتصاد، آمار در علوماجتماعی، تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام، روانشناسی اجتماعی، زبان خارجه تخصصی، انسان از دیدگاه اسلام و سایر مکاتب.
دروس تخصصی گرایش پژوهشگری اجتماعی:
جامعهشناسی روستایی، جامعهشناسی انحرافات اجتماعی، جامعهشناسی ایلات و عشایر، جامعهشناسی خانواده ، جامعهشناسی شهری، تکنیکهای خاص تحقیق، جامعهشناسی ارتباط جمعی، جامعهشناسی صنعتی، کاربرد کامپیوتر، جامعهشناسی سازمانها، جامعهشناسی توسعه، کاربرد جمعیتشناسی.
گرایش برنامهریزی اجتماعی:
گرایش برنامهریزی اجتماعی عمدتاً پیرامون مسائل اجتماعی و برنامهریزی در خصوص اجتماع و انسان است. برای مثال هنگام ساخت یک مجتمع آپارتمانی، کارشناس برنامهریزی اجتماعی برای مسائل اجتماعی آن مجتمع برنامهریزی میکند تا حقوق هریک از افراد ساکن در مجتمع حفظ و ساکنان آن با کمترین مشکلات و مسائل اجتماعی روبرو گردند. یا مثلاً برنامهریزی میکند که در یک شهر مراکز اقتصادی یا سایتهای صنعتی در کجا باید قرار بگیرد و توسعه ساختمانی چگونه انجام شود که مشکلی برای جامعه به وجود نیاید.
تواناییهای لازم :
گرایش برنامهریزی اجتماعی با آمار و تحقیقات میدانی ارتباط تنگاتنگی دارد به همین دلیل دانشجوی این گرایش باید از سلامت جسمانی برخوردار باشد تا بتواند در انجام تحقیقات میدانی موفق گردد. کار دانشجو و بخصوص فارغالتحصیل برنامهریزی اجتماعی یک کار کتابخانهای نیست، بلکه باید در جامعه حضوری فعال داشته باشد. اطلاعات علمی لازم برای دانشجوی این گرایش دروس ریاضی، زبان انگلیسی، جغرافیا و جامعهشناسی است.
موقعیت شغلی در ایران :
دانشجویان این گرایش دیدگاههای خوبی در زمینه مسائل شهری و روستایی، حمل و نقل، برنامهریزی اجتماعی ـ اقتصادی با بعد اجتماعی پیدا میکنند و میتوانند در سه بخش دولتی، عمومی و خصوصی فعالیت نمایند. که در بخش دولتی در سازمانهای برنامه و بودجه، وزارت کشور، فرمانداریها و در اکثر ادارههای دولتی میتوانند مشغول به کار شوند و در سایر بخشهای عمومی شهرداریها، مؤسسههای مختلفی از قبیل بنیاد شهید، کمیته امداد امام خمینی"ره"، سازمان بهزیستی و مؤسسههای رفاهی مراکز مهمی برای اشتغال هستند و در بخش خصوصی نیز مؤسسههای خدماتی و مشاورهای مکانهای مناسبی برای اشتغال هستند. فارغالتحصیلان میتوانند به صورت کارشناسان مستقل تحقیقات شهری، روستایی و منطقهای نیز فعالیت کنند.
دروس تخصصی گرایش برنامهریزی اجتماعی:
اصول توسعه و عمران، تئوریهای برنامهریزی، برنامهریزی شهری، تئوریهای برنامهریزی منطقهای، برنامهریزی روستائی، تکنیکهای مقدماتی برنامهریزی، برنامهریزی منطقهای در ایران، ارزشیابی طرحها و برنامهها، عوامل سازماندهی مکان، برنامهریزی حمل و نقل، برنامهریزی اجتماعی،اصول علم جغرافیا و نقشهخوانی.
گرایش تعاون و رفاه اجتماعی:
محتوای دروس این گرایش را اقتصاد، جامعهشناسی، مردمشناسی، امور مالی، حسابداری، مدیریت و تعاون و کارکرد تعاون تشکیل میدهد و هدف آن تربیت کارشناسانی است که بتوانند به یاری تشکلهای انسانی عامل توزیع عادلانه ثروت و قدرت در جامعه گردند. در گرایش تعاون و رفاه اجتماعی هرآنچه مربوط به تعاونی باشد مورد بحث و بررسی قرار میگیرد که از آن جمله میتوان به انواع تعاونیها، چگونگی تأسیس و مدیریت آنها و فوایدی که تعاونیها برای جامعه دارند، اشاره کرد.
تواناییهای لازم :
گرایش تعاون و رفاه اجتماعی به عنوان یک میان رشته از واحدهای گوناگون درسی استفاده میکند که میتوان این دروس متنوع را در دو درس پایه و اصلی اقتصاد و جامعهشناسی خلاصه کرد در نتیجه دانشجویی که پایه ریاضی قوی داشته باشد، میتواند در تعدادی از دروس مهم این رشته مثل امور مالی، اقتصاد و حسابداری موفق گردد و اگر به علوم اجتماعی علاقهمند باشد میتواند در دروسی مثل جامعهشناسی یا مردمشناسی توفیق یابد. علاوه بر آمادگی در دروس فوق دانشجوی این رشته باید به تعاون علاقهمند بوده و روحیه همکاری و همیاری با دیگران را داشته باشد. چون در این رشته دانشجو باید بتواند ارتباطی نزدیک با دیگران ایجاد کند.
موقعیت شغلی در ایران :
فارغالتحصیلان این گرایش میتوانند در شاخهها و واحدهای مختلف وزارتخانه تعاون کار کنند. همچنین میتوانند در تعاونیهای شرکتها و وزارتخانههای مختلف اعم از تعاونیهای تولیدی، مصرف و مسکن به عنوان مدیر و برنامهریز مشغول به کار شوند. با این که فارغالتحصیلان این گرایش میتوانند در بسیاری از وزارتخانهها و شرکتهای خصوصی و دولتی مفید باشند اما متأسفانه بازار کار این گرایش محدود است چون در جامعه ما به مدیریت علمی تعاونیها اهمیت نداده و در کل تعاونیها حضوری فعال در جامعه ندارند.
دروس تخصصی گرایش تعاون و رفاه اجتماعی:
اصول و اندیشههای تعاونی، سیر تحول تعاونی در ایران و جهان، اصول آموزش و ترویج تعاونی، انواع و کارکرد تعاونیها، سازماندهی و مدیریت در تعاونیها، زمینهها و شیوههای همیاری در جوامع شهری و روستائی، اقتصاد خرد و کلان، حقوق تجارت، حقوق تعاون (تهیه اساسنامه و آئیننامه)، اصول حسابداری، امور مالی تعاونیها، سمینار مسائل تعاونی، تأمین و رفاه اجتماعی، کارورزی.
گرایش مردم شناسی:
کار اصلی یک مردمشناس مطالعه فرهنگ جوامع مختلف، در مکانها و زمانهای متفاوت، از قدیمیترین ایام تا امروز است و در این میان توجه ویژهای به سیر تحول فرهنگ، علل تغییرات فرهنگی و کاربرد فرهنگ در جوامع مختلف دارد. به همین دلیل علوم اجتماعی بدون مردمشناسی یا انسانشناسی فرهنگی با مشکلات بسیاری روبرو خواهد شد چرا که فرهنگ در ساختارهای اجتماعی نقش بسیار مهم و تعیین کنندهای دارد؛ یعنی لازمه اصلی مطالعات اجتماعی، مطالعه فرهنگی است و در حوزه مطالعات فرهنگی نیز، مردمشناسان نقش بسیار مهمی دارند.
تواناییهای لازم :
کنجکاوی، صبر و علاقه به کارهای میدانی برای دانشجوی این رشته ضروری است. دانشجوی مردمشناسی باید به مردم و مسائل جامعهاش علاقهمند بوده و روابط اجتماعی خوبی داشته باشد تا بتواند با گروههای مختلف جامعه ارتباط نزدیکی برقرار کرده و از فرهنگ و هنجارهای آنها مطلع شود.
موقعیت شغلی در ایران :
مردم شناسی زیربنای بسیاری از فعالیتهای اجتماعی است و این به معنای آن است که بازار کار متنوعی برای فارغالتحصیلان این گرایش وجود دارد و اکثر وزارتخانهها به فارغالتحصیلان آن نیازمندند. زیرا باید بخش تحقیقات مردمشناسی بسیار گستردهای داشته باشند. البته برخی از وزارتخانهها مثل وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، جهادکشاورزی، کشور، خارجه و نیرو در حال حاضر نیز دارای چنین بخشی هستند و فارغالتحصیلان این رشته را جذب میکنند. همچنین فارغالتحصیل این رشته میتواند به مطالعه و تحقیق آزاد روی آورده و نتیجه تحقیقات خویش را به صورت کتاب منتشر سازد. چون امروزه کتبی که در زمینه مردمشناسی چاپ میشود، بازار بسیار خوبی دارد.
دروس تخصصی گرایش مردمشناسی:
جامعهشناسی قشرها و نابرابریها، جامعهشناسی ایلات و عشایر، مردم شناسی فرهنگی، محیطشناسی انسانی، جغرافیای انسانی ایران، تنظیم خانواده و جمعیت، مبانی تعاون ، زمینهها و شیوههای همیاری در شهر و روستا، فرهنگ و توسعه، مردم نگاری، مردمشناسی ماقبل تاریخ و جوامع ابتدایی، باستانشناسی از دیدگاه انسانشناسی، موزهداری و تکنیک ضبط اسناد، مردم شناسی روستا، ایلشناسی، نظامهای خویشاوندی، مردمشناسی اعتقادات دینی، مردمشناسی هنر، نماد و نشانهشناسی، انسانشناسی و فرهنگ منطقهای (آفریقا و ...)، مردمشناسی شهری، نظریههای مردمشناسی.
هر یک از ما قادر است مسیر زندگی خود را مشخص کرده و رشد کند